فرک (Ferak) :
بچه ها یه سوال اگه مثلا یه دختر از سرزمین من با یه پسر از سرزمین یکی از شماها ازدواج کنه، بعد من توی داستانم بخوام بگم پسر سرزمین شما دختر سرزمینِ منو کشت چون ساید افکت داره واسه شما این اتفاق، باید باهاتون هماهنگ کنم -اینجوری هیجان داستان کم میشه و شما می فهمید من چی می خوام بنویسم-
یا کلا وقتی میخوام از زبون یکی از شخصیتهای داستان شما-مثلا سفیر-حرف بزنم در صورتیکه مغایر استراتژی کلی شما نباشه ولی یک نقطه عطف بسازم چی؟

به نظرم اگه منسجم توافق کنیم ایده جنگ در آخر فصل هم میتونه باحال باشه. در مورد نقطه عطف ها، اگه به کلیت صاحب اون کشور ایرادی وارد نکنه و یا مثلا کشور مقابل رو در موضع ضعف یا جنگ ناخواسته قرار نده میتونه باحال باشه.