مهرنوش :
مرسی بهزاد خان، نه ما هنوز هیچ کاری نکردیم تازه می خوایم اقدام رو شروع کنیم و احتمالا وقتی ارتش ما به خونه بر نگشته حمله ی شما شروع می شه، در مورد قدرت ارتش ها هم 2 تا راه حل وجود داره، اول اینکه با توجه به منابع و صرف وقت و اولویت هر کشور این محاسبه رو انجام بدیم و یا اینکه تعدادی تقریبا متعادل رو برای هر کشور در نظر بگیریم و نتیجه ی جنگ ها رو با توجه به توافقات قبلی مشخص کنیم که فکر کنم این راه دوم بهتر باشه
در مورد ازدواج با توجه به مثال هایی که فرک جون زد کاملا توجیه شدم و نیاز به لو رفتن سناریو هم نبود 
در مورد نقشه هم فرک جون بعد از اضافه شدن قاره جدید در شرق گفت این نقشه ی کل دنیاست و الان همه ی اقلیم ها بعد از اقیانوس به یک ساحل دسترسی دارند ولی اگر می خوایم تغییر بدیم دنیا رو همین الان کامل کنیم که سناریو با توجه به همه ی کلیات و جزییات جلو بره
در مورد اطلاع از وضعیت لشکر کشی ها هم به نظر من از واقعیت های دنیای قدیم الگو برداری کنیم، در اون موقع معمولا دنیا در بی خبری نسبی به سر می برده و معمولا جاسوس ها می تونستن اخباری رو مخابره کنن که اخبار جاسوس هم با تاخیر زیاد و با ریسک زیاد می رسیده و خیلی وقتها درست نبوده، مثلا ما تا وقتی شما در مرزهای جنوبی مستقر نشدین متوجه نشدیم و یا وقتی شاردل به کشور شما حمله می کرد نزدیک مرز متوجه شدیم، الان هم شما متوجه می شید که ما داریم یه کارایی می کنیم و یا ما متوجه می شیم شما می خواید به ما حمله کنید ولی نه خیلی زودتر و نه خیلی با جزییات مگر اینکه دیگه خیلی واقعه نزدیک شده باشه.
البته نظر من اینطوری هست، اگر شما موافق نیستید یا بقیه بچه ها لطفا نظرتون رو بگید.


من توی سرم یه چیزهایی هست در مورد قاره جدید در جنوب اما برخلاف توافقات عمل نمیکنم که الکی خیلی قوی بشم برای همین لازم نیست خیلی نگرانش باشیم و بذاریم با خود داستان پیش بره.
درسته وضع لشکرکشی ها تا حدی قابل فهم هست اما نه خیلی سعی میکنیم با یه ریتم همه رو پیش ببریم با کلیتش موافقم. در مورد کلیت ارتش ها هم چون عددها خیلی مشخص نیست و هر کسی یه چیزی میگه به نظر من هم روش دوم رو پیش ببریم و خیلی درگیر اعداد و ارقام نشیم که راحت تر باشه.