فرک (Ferak) :
خب چند سوال:
1-ریورزلند از قسمت چندم مستقیما وارد جنگ میشه؟
2-وضعیت ریورزلند در جنگ؟ پیروزی یا تلفات؟
3-باسمن کی به ما حمله می کنه؟ آخرین قسمت فصل سوم؟
4-اسم فصل دوم طوفانی از غرب بود چون کلیت این داستان حمله از غرب به شرق بود، کلیت داستان فصل سوم چیه؟ داستان بلدمون حول چه محوریه؟
5-اینکه چطور ما چهار اقلیم با هم متحد میشیم باید الان بهش فک بشه، شما فکری دارید؟
متشکرم

1- از همین اوایل ارتشش رو آماده میکنه و میاد و مثلا بعد از 3 قسمت که نوشتی میرسی و درگیری هایی شروع میشه.
2- شما بیشتر به عنوان کمک ما میاید و تا میرسید دیگه ما میریم تو موضع دفاعی، هیچکدوم از طرفین پیروز نمیشن و وقتی اکسیموس چندبار سعی میکنه حمله کنه و موفق نمیشه و هر دو طرف کشته میدن اما ما چون توی قلعه هستیم کمتر، دفعه آخر با جادوگر اونا صدمه زیادی میبینن و خیلی میترسن. البته قبل از اینا ما یه جا 15 تا 20 هزار کشته میدیم مثلا جلوی 4، 5 هزار کشته اکسیموس که شما نرسیدید هنوز. بعد این ترس و قضیه باسمن ها باعث صلح میشه و مثلا توافقاتی میشه بین کشورها که جزییاتش مشخص نیست. اینکه کمک کنیم کتیبه ها رو پیدا کنیم، احیانا کتیبه سیلورپاین رو پس بدن، ما 5 هزار سرباز و یه لرد از اکسیموس داریم، آزاد کنیم. اینا دیگه توی داستان پیش میاد. تلفات شما مثلا فرض کن موقع دفاع شما 2 هزارتا، ما هم 2 هزارتا، اکسیموس و رفقاش 8 هزارتا.
3- باسمن آخر فصل حمله ش علنی میشه. حتی ممکنه مخ آرگون ها رو هم بزنه و اینا. باید در طول فصل بهش خیلی پرداخته بشه. یه قدرت عظیم که از هر طرف ما رو به خطر میندازه. اما 80% فصل 3 به شناسوندن و ایجاد این خطر عظیم میگذره و مسایل داخلی سیلورپاین و احیانا حضور ماها در اون. جنگ بین ما دوتا و آرگون و اکسیموس. مسایل داخلی و مجیک شما. 20% آخراش هم به تصمیم برای همپیمان شدن قاره و شروع جنگ جهانی.
4- کلیت داستان رو که تعریف کردم. اسمش رو هم خودتون پیشنهاد بدید. اصل داستان حول جنگ داخلی سیلورپاین و جنگ ما و اکسیموس اینا میگذره.
5- فکری ندارم، ترس و اجبار باید مهمترین انگیزه ش باشه. نحوه اجراش دیگه ببینیم چطور پیش میره.