|
نقاط ضعف: قسمت اول داستان از نظر سناریو خیلی نامناسب بود، کیه درو وقتی لازم دید برای مشورت به سمت کمپ دزرتلند در نزدیکی پاپایان بره برای چی نصف ارتش محاصره کننده ی سانتامارتا رو با خودش برد؟؟؟
پرداختن به باسمن ها خیلی تیتر وار و بدون عمق انجام شده بود و بعدا هم هیچ افکتی در ادامه ی داستان پیدا نکرد.
جمله های کاملا نامربوط که هر کدوم در مورد قسمت کاملا مستقلی از داستان هستند بدون هیچ نشانه ای پشت هم نوشته شدن:
ولی باقی مردم در فقر مطلق دست و پا میزدند. اسپروس با شنیدن خبرهای باسمنیا با خود اندیشید مطمئنا آنها برای جنگی بزرگ آماده می شوند آکوییلا اکنون که متوجه شده بود اسپروس برای دلبان دار کردن همسرش کلکی سوار کرده حاضر بود نصف دارایی اش را بدهد تا از راز این موضوع باخبر شود
بهتر بود در اینجور مواقع یا فاصله ای ایجاد کنیم با مثلا یک چیزی اضافه کنیم که نشون دهنده ی ورود به یک مبحث جدید باشه مثل:
از سوی دیگر در شمال سیلورپاین آکوییلا ...
قسمت مربوط به ارتباط آکوییلا با جرجان خیلی عالی شروع شده بود و برای همین انتظار خواننده این هست که در ادامه هم این قسمت با صرف وقت و حوصله ی کافی نوشته بشه.
|