فرک (Ferak) :
مهرنوش :
سلام فرک جون، ممنون از نقد مفصلت.
در مورد مسایلی که اشاره کردی یکمی بیشتر توضیح می دم، در مورد موضوع اول باید بگم که شاه به سواره نظام دستور عقب نشینی به پالویرا رو داده بود ولی پلین سواره نظام سبک رو به پالویرا نفرستاد و اونو نزدیک میدان جنگ در قلعه کارتاگو نگه داشت، می دونم که مسیر تدارکات از جنوب غربی بود ولی سواره نظام که در جنوب غربی براش پایگاهی نمونده بود که به اونجا بره! نمی تونست که بره وسط خطوط دشمن توقف کنه، باید در نزدیکترین پایگاه به جنگ توقف می کرد، در عین حال در یک جنگ کلاسیک قرار بود بعد از پاپایان و سانتامارتا به کارتاگو حمله بشه که گودریان با نبوغ نظامیش قصد اکسیموس ها رو فهمید و به اونجا حمله نکرد. امیدوارم این توضیح کامل باشه ولی اگر باز هم ابهامی وجود داشت لطفا بگو.-منظورم اینه که اشاره به داشتن نقشه برای حمله به نیروی تدارکات در حالیکه داری عقب نشینی می کنی به سمت کارتاگو منطقی نیست. به نظرم نباید به نقشه حمله به تدارکات اشاره می کردی و فقط می گفتی رفت کارتاگو تا به میدان جنگ نزدیک باشه.
در مورد موضوع دوم قبول دارم که در این قسمت ها جا داشت به حواشی زیادی بپردازم و خیلی زیباتر می شد ولی همونموقع به نوشان جون گفتم که اگر از این بیشتر بنویسم کلا داستان تبدیل می شه به سرگذشت های اقلیم اکسیموس و بخاطر فشردگی اتفاقات مجبور شدم از پرداخت خوب به حواشی صرف نظر کنم ولی با این حال کاملا این نقد رو می پذیرم.
در مورد موضوع سوم که بدیهی هست که وقتی ارتش سیلورپاین داشت وارد مرز ما می شد، دیده بان های مرزی ما از اندازه و مقدورات ارتش اونها ما رو فوری مطلع می کردند.حمله یه دژ مستحکم پاپایان بدون تعداد زیادی از دژکوب ها و منجنیق ها ممکن نبود و این ابزار سنگین ضد محاصره نیز نمی توانستند به سرعت سواره نظام حرکت کند و در عین حال ارتش ارسالی سیلورپاین فاقد این تجهیزات بود پس این موضوع به پلین اجازه می داد که با آرامش بیشتری به روزهای آینده بیاندیشد. اینجا داری در مورد حمله به پاپایان میگی ولی سیلورپاینی ها به سانتامارتا حمله کردن و هنوز محاصره سانتامارتا صورت نگرفته، ممکنه دژکوب در فوج بعدی نیروهای سیلورپاینی باشه یا عقب تر در حال حرکت باشه. فهمیدن اینکه اونا کلا دژکوب ندارن زود بود.
در مورد موضوع چهارم که قبلا هم در کافه به اون اشاره کرده بودی: ببین من جریان این کتیبه ها رو از روی یک بازی معروف بین المللی اقتباس کردم، اینها مجیک هستند و از قوائد منطقی پیروی نمی کنند، اصلا کار بخصوصی نمی کنند مثل راز های تکنولوژی که قابل توضیح باشه، مثلا اینکه سیندرلا چرا لباساش که جادویی بود ساعت 12 تبدیل به کدو و فلفل شد و چرا ساعت 11 نشد و یا اینکه چرا زیبای خفته با بوسه ی شاهزاده بیدار شد و چرا جور دیگه بیدار نشد و یا چرا غول چراغ جادو 3 تا آرزو رو براورده می کنه و اینجور چیزهای مجیک دلیل و منطقی که قابل توضیح باشه ندارند، مجیک هستند و هیچ کس نمی دونه چطوری کار می کنه و چرا 8 تاهستند و چرا پراکنده شدن و چرا باید یه جای تاریک توی معبد باشن.
من در مورد چرا نپرسیدم، نحوه انجام به شکل توصیفی منظورم بود. مثلا با قرار دادن کتیبه در نقطه فلان معبد، کتیبه نورانی شد و مثلا باعث شد کارگران خستگی ناپذیر بشن یا چوبهای کوچک به ابرچوبهای بزرگ تبدیل شدن یا هر چی شد. که مصداقش اینه که مثلا توی سیندرلا مجیک کدو حلوایی رو به کالسکه تبدیل می کنه. متوجه منظورم شدی؟
مورد پنجم هم دقیقا حق با تو هست و می شد خیلی بهتر نوشت.
متشکرم از توضیحاتت


ببین در مورد موضوع اول که الان اشاره کردی به نظرم برداشتت اشتباه هست، چون پلین سواره نظام سنگین اسلحه رو که سرعت و توان تحرک کمتری داشتند به پالویرا فرستاد، برای این سواره نظام سبک رو نگهداشت که می تونستند از کارتاگو فورا خودشون رو به میدان جنگ برسونن و از همون اول این ایده یکی از چیزهایی بود که برای کم کردن سرعت پیشروی مهاجمین روش حساب کرده بود( بعنوان فرمانده ارتش جنوبی)
در مورد دوم البته با نگاه خیلی سخت گیرانه می شه گفت که درسته و بهتر بود می نوشتم که هر 2 تیم محاصره کننده فعلا دژکوب و منجنیق ندارن.
در مورد سوم احساس می کنم که این موضوع سلیقه ای هست و به نظر نویسنده برمی گرده، چون افکت هر کتیبه روی چیزهای زیادی تاثبر می گذاره و نمی شه به همه اشاره کرد، پرداختن یه یکی دو نمونه از تاثیرات به نظر من نمی تونست خیلی جالب باشه و باعث می شد که خواننده فکر کنه همین نمونه ها تمام افکت کتیبه هستند، من تصمیم گرفتم که در مورد خروجی این تاثیر بنویسم.