بهزاد لابی :
نمیدونم از دنده چپ بیدار شدم یا چی. تا حالا متوسط نداده بودم. حالا دو تا پشت هم!
|
قسمت
|
نویسنده
|
امتیاز
|
| 23 |
فرک |
عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف
|
|
نقاط قوت:
1- نثر روان
|
|
نقاط ضعف:
1- اطلاعات شما از اتفاقاتی که توی کشورهای دیگه میفته بیش از حد زیاده! میدونم بعضی از تحرکات رو میشه فهمید اما جوری گزارش دادن به شاردل که به خود گودریان و اکسیموس هم اینطوری نمیشد گزارش داد! خوب اگه شما میدونستید(البته نمیشد دونست) که اونا نصف ارتششون و فرمانده کل ارتششون توی سرزمینشون نیست به ما که همپیمانتون هستید چرا نگفتید؟ چرا از استراتژی تخلیه چیزی نگفتید که ما توی پاپایان اینقدر کشته ندیم(که میگم مشکل اصلی حجم بالای اطلاعات هست)
2- درست برعکس اون، از مادونا که قراره ملکه آنیده دزرتلند بشه خبری در دست نیست! هیچکس هم ندیدتش و اونم حتی نتونسته یه نامه بفرسته. اینا تضاد زیادی داشتن.
3- با توجه به اشتباهات پیش آمده. حالا همچنان اسم این فصل از کتاب که مادونا میخوند چیه؟
|

وقتی خودم این قسمت رو خوندم، خنده م گرفت که چرا اینا رو نوشتم. میدونستم باید به جنگ شما بپردازم اما انگار خیلی زیاده روی کردم. در مورد مادونا هم حالا که میگی فکر می کنم اینهمه بگیر و ببند لازم نبوده.
اما اسم فصل کتاب همبنه. راز گلِ سوزان. منظورت از اشتباهات پیش اومده رو متوجه نشدم.
اینجا میخواستم نشون بدم مادونا اهل مطالعه کتابهای قدیمیه، کلا کتابخون هست. اطلاعات خوبی داره.