مهرنوش :
|
قسمت
|
نویسنده
|
امتیاز
|
|
سی و ششم
|
فرک
|
عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف
|
|
نقاط قوت: تنها نقطه قوت این قسمت نثر خیلی خوب بود که ازش بخوبی استفاده می کنی
|
|
نقاط ضعف:
به موضوع خانواده فابرگام بدون نتیجه گیری مشخصی پرداخته شده بود.
به موضوع سفرا هم همینطور
اینکه وسط مهمونی در سیلورپاین اسپارک به سفیر لرد ریتارد گفت برن بیرون و یه قدمی بزنن که فورا برای خواننده این انتظار رو ایجاد می کرد که چیز مهمی برای گفتن یا پیغام فرستادن داره ولی در ادامه هیچ حرف مهمی بجز یک محاوره در مورد عاقبت جنگ که چیز جدیدی توش نبود زده نشد.
قسمت مادونا شاید تنها قسمتی بود که انتظارات خواننده رو بدون اینکه اتفاق عمده ای اونجا بیوفته برآورده می کرد.
|

مهرنوش به نظرم اصلا منصفانه نیست این امتیازی که بهم دادی. چون من به یه چیزهایی اینجا اشاره کردم که همه سرنخ هایی هست برای داستانم در فصل بعد. دلیل نداره هرچی این قسمت گفتم سه قسمت بعد ازش استفاده کنم. برای بار دوم میگم من این سبک رو دوست دارم. من این فصل از هیچکسی به خاطر نپرداختن به چیزی که میشه در فصل بعد بهش اشاره کرد نمره کم نکردم. چون کلا این معیار رو برای داستانهایی که به شکل فصل به فصل هستن معیار خوبی نمیدونم.
این قسمت جزو قسمتهای مورد علاقه خودمه و ازت ناراحت نیستم ولی اصلا نقدت رو درست نمیدونم ولی براش احترام قائلم. :D