قسمت
نویسنده
امتیاز
چهل و هفتم
بهزاد
عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف
نقاط قوت:
داستان واقعا عالی بود، خیلی دلم می خواست که به این قسمت عالی بدم ولی چون قسمت قبلی رو دست بالا دادم اینو دست پایین دادم ولی مطمئنا از خیلی خوب یکمی بهتر بود.
داستان ترغیب کردن سانتامارتا به تسلیم خیلی خوب بود یکمی در نثرش مشکل داشت ولی جدی نبود.
داستان کاهش سرعت برای پرجمعیت کردن قلعه از انبوه گرسنگان خوب بود.
داستان پودین و اون زن تیرانداز و ماجرای شکار پرنده های نامه بر هم عالی بود، کلا این قسمت پر از ایده های ناب بود.
نقاط ضعف:
اینکه برنارد و پودین بعد از اطلاع از جادوی پلیسوس که به نظر مهلک میاد هنوز هم به پیروزی خوشبین نیستند تا حدی که دنبال راه های آلترناتیو می گردن خیلی منطقی نیست.
اینکه یجایی گفته شد اگر سربازان اکسیموس بیرون از قلعه به ارتش مهاجم حمله کنند تنها راه مقابله استفاده از جادوگر هست که اصلا درست و منطقی نیست و اگر اینطور بود که خوب اونا که هنوز از جادوگر اطلاع نداشتند، پس حمله می کردند!
ارتش اکسیموس هنوز پراکنده بود و قسمت دوم ارتش شرقی هنوز نرسیده بود، بیست هزار نفر رو توی پالویرا از دست داده بودن و نیروی پلین هنوز نرسیده بود و ارتش شمالی هنوز درگیر مرزهای سیلورپاین بود! چطور فرماندهی دزرتلند چنین برداشتی از تعداد ارتش اکسیموس کرده بود؟