نوشان :
مهرنوش :
نوشان :
قسمت نویسنده امتیاز
30 مهرنوش متوسط
نقاط قوت: توصیف شرایط قلعه ها
نقاط ضعف:
من نمیدونم آیا ندیدن سریال گیم آو ترون باعث شده نسبت به بقیه متفاوت فک کنم یا دلیلی غیر از این داره
ولی به نظر من مقاومت قلعه پاپایان اینجا یه کم اغراق آمیز بود این دیوارها جنسشون چیه چه جوری انقدر مقاومن که صبح و شب میکوبیشون بازم سرپان؟
تصمیم پیر برای دنبال جافری رفتن از کی تو ذهنش جرقه زده بود؟ یعنی اینا تو زمان صلح به خاک سیلورپاین رفتن که کتیبه رو بردارن چرا بی خیال بقیه شد و به جاش رفت دنبال جافری؟ اگر این نیاز و پلین تو ذهنش انداخت بهتر بود یه جورایی نشون داده بشه

نوشان جون از امتیازات و دلایلت توی این نقد نزدیک بود شاخ در بیارم، دیگه تصمیم گرفتم که در مورد دلایل اینکار بحث نکنم ولی چون احساس می کنم که ممکنه هنوز جریان کتیبه ها نیاز به توضیح داشته باشه دوباره اشاره می کنم که دارک اسلو براش مقدور نیست که همینطوری بره کتیبه پیدا کنه، آدرس هر کتیبه از محل کشف کتیبه قبلی پیدا می شه و کتیبه دوم نشون داد که کتیبه بعدی در عمق خاک دشمن هست و فعلا دستیابی به اون برای دارک اسلو ممکن نیست برای همین رفت دنبال نجات جافری.
در مورد قلعه ها هم اگر علاقمند بودی منابع زیادی در مورد جنگ های باستان هست و قلعه های زیادی در جریان محاصره سالها مقاومت کردن، زمان مقاومت پاپایان برای اینکه ضرب آهنگ داستان کند نشه خیلی دست پایین گرفته شد.

جریان کتیبه ها رو می دونم و میدونم که کتیبه های بعدی تو اکسیموس نیست من سوالم این بود که در شرایط حساس کنونی آیا نمیشه رفت تو خاک دشمن و کتیبه ها رو برداشت؟ درسته جنگه اما فکر نمیکنم غیر ممکن بود من نمیخوام اعتراض کنم به این که چرا دارک اسلو استار تن به این خطر نداد من میگم باید دلیل این تغییر استراتژی روشن تر نوشته میشد
در مورد قلعه هم درسته قلعه های سالها مقاومت کردن اما نه در شرایطی که شب و روز میکوبنشون . اون قلعه هایی که سالها مقاومت میکردن صرفا محاصره شده بودند یا مثل جریان تروا میو مدن بیرون مبارزه تن به تن میکردن میرفتن داخل این که بخوای یه دیوار رو با یه دژکوب هی بکوبی و بی فایده باشه تنها در صورتی معنی داره که دیوار از یه ماده متفاوت از دژکوب باشه مثلا فولاد وگرنه با مواد اولیه اون دوران فک نمیکنم مدت طولانی ای این ماجرا بتونه ادامه پیدا کنه

نوشان جون در زمان قدیم قلعه ها با دیوارهای خیلی قطور و درهای فولاد کوبی شده قطور ساخته می شدن که بتونن در مقابل حمله ها مقاومت کنن، من خودم از قلعه ای دیدن کردم که مربوط به 2000 سال پیش بود و بعضی از جاها قطر دیوارهای بیرونیش به 17 متر می رسید!(راهنما توضیح داد) که نشون می ده عملا غیر قابل تخریب بوده!
به هر حال اگر قرار نبود قلعه ها در مقابل حمله ها موثر باشن که با اکسیموس ها با این همه مخارج نمی ساختنشون! در مورد دژکوب ها هم دقیقا همینطوره، چون از بالا کماندارها و کسانی که قیر داغ می ریزن نمی ذارن که دژ کوب راحت کارشو انجام بده اینکار خیلی پر تلفات و زمانبر هست اگر فیلم های کینگ دام او هیون یا بریو هارت یا اینجور فیلم های قدیمی رو دیده باشی شاید بهتر بتونی تجسم کنی.
در مورد کتیبه ها هم ما وقتی تونستیم که به کتیبه ی شما حمله کنیم که در زمان صلح بودیم و شما در بی خبری بودید، حالا در زمان جنگ و در حالی که همه در جریان قرارگرفتند، گذشتن از خطوط دشمن و نفوذ به عمق خاک اونا احتمالا خیلی شدنی نبود.