قسمت
نویسنده
امتیاز
عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف
نقاط قوت:
1- شاید فقط قسمت عاشقانه پلین و جافری
نقاط ضعف:
1-من با خوندن بخش اول دچار تناقض شدم. جانی بایلان که از یاس به خود میلرزید، چطور شد که بعد از شنیدن پیشنهاد اریک، اینچنین قوت قلب گرفت و گستاخانه زد زیر پیشنهاد؟ ، تصویری که تو خلق کردی نشون میده که به هر حال جانی اومده بود پیشنهادی رو بپذیره که منافع کمی براشون داشته باشه اما ازین وضع خلاص بشن. نیومده بود که یه چیز برد-برد مساوی بشنوه با توجه به اوضاع. اما یهوخیلی تغییر کرد که یعنی به هیچ صراطی مستقیم نیست.
2- این قسمت که پلین از فرمانده کل ارتش جنوب، تبدیل شد به راه زن سیستم تدارکات، خیلی مشخص نشد چرا. در حالی که کارتاگنا مرگ و زندگی رو برای اکسیموس داره و هر لحظه ممکن بود فتح بشه چرا بهش اجازه دادم مامور شبیخون به تدارکات ما بشه؟ مگه جافری کافری نبود؟، مگه اون واقعا در حد یک فرمانده کارایی نداشت؟
3- اینکه بعد از پالویرا و رشته کوه شمالیش(که جلوی محاصره کاملش رو گرفت)، برای حدس محل حمله جادوگر توی کارتاگنا هم به شرایط اقلیمی روی آوردی تکراری بود. هر دوی اینها هم در لحظه چون معرفی شدن. اگه به جای رود و ... یه فکر دیگه ای میکردی، جذاب تر میشد.