نوشان :
یهو یه چیزی یادم افتاد
فرک تو اون قسمتی که نوشتی اسپارک با فرانسیس حرف زد همون قسمت که آکوییلا اومد: یه جا نوشتی اوضاع به هم ریخته دربار سیلورپاین
اونجا هنوز اوضاع به هم نریخته بود زود بود برای نوشتن اون جمله

پشت سر ملکه حرف درآورده بودن و در نبودن اسپروس بیشتر شده بود، به حدی که ملکه در مهمانی رسمی حضور پیدا نکرده بود و مریضی رو بهانه کرده بود. در ضمن لردهای با نفوذ از حضور در جنگ ناراضی بودن و در نهایت آکوییلا از همین نارضایتی استفاده و کودتا کرد. این دید من بود نسبت به اوضاع دربار بود، حالا تو به عنوان نویسنده سیلورپاین می تونی بگی برداشت من درست نبوده یا قضیه به این مهمی نبوده. تو بهتر از اوضاع اونجا خبر داری 