پشت سر ملکه حرف درآورده بودن و در نبودن اسپروس بیشتر شده بود، به حدی که ملکه در مهمانی رسمی حضور پیدا نکرده بود و مریضی رو بهانه کرده بود. در ضمن لردهای با نفوذ از حضور در جنگ ناراضی بودن و در نهایت آکوییلا از همین نارضایتی استفاده و کودتا کرد. این دید من بود نسبت به اوضاع دربار بود، حالا تو به عنوان نویسنده سیلورپاین می تونی بگی برداشت من درست نبوده یا قضیه به این مهمی نبوده. تو بهتر از اوضاع اونجا خبر داری
اینا همه خیلی زیرپوستی قرار بوده باشه یعنی یه سفیر نباید متوجه اش شده باشه ( بهتره متوجه اش نشده باشه در واقع)
واسه همینم میره دنبال اون نامهه چون اصلا احساس خطر نکرده بوده مثلا
اوکی