قسمت
نویسنده
امتیاز
پنجاه و هفتم
نوشان
عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف
نقاط قوت: این یک قسمت خیلی جالب بود، قسمت حمله ی اول جادوگر به قلعه و واکنش اکسیموس ها چیزی نبود که منو آقا بهزاد توافق کرده بودیم ولی چون جالب بود ما توافق خودمون رو عوض کردیم و همینو ادامه دادیم، این اتفاق قبلا در چند جای دیگه داستان هم افتاد مثل ماجرای نحوه ی سقوط قلعه ی پاپایان که البته مطمئن نیستم که مثبت بود یا منفی ولی به هر حال ما باهاش کنار اومدیم و داستان خودمون رو وفق دادیم.
قسمت مربوط به نشون دادن هرج و مرج در ارتش و فرمانده هان ارتش واقعا عالی بود آفرین
قسمت مربوط به اتفاقات در کمپ محاصره ی سانتامارتا واقعا عالی و سورپرایز بود آفرین (با اینکه اینجا متنش اصلا روان نبود و برای اینکه متوجه بشم چی شد همون موقع که نوشتی حداقل 3 بار خوندم)
بخش مربوط به کلارا با اینکه بدون محتوا جلو می ره ولی بقول معروف خوش ساخت نوشته می شه
با اینکه قسمت های خیلی بد در این قسمت بود، قسمت های خوبش اینقدر خوب بود که من امتیاز خیلی خوب می دم.
نقاط ضعف:
قسمت دریافت خبر تغییرات در سیلورپاین واقعا خیلی بد بود و اینکه آندریاس
گفت پدرش هم تایید کرده بر عمق بدی این قسمت افزود :)) اولا چرا اگر همچین چیزی شنیده بود به این مهمی نگفت؟ بعدش چطور ممکنه نامه ها همزمان رسیده باشن با توجه به موقعیت جقرافیایی و بعد فاصله، خیلی بدیهی هست که نامه به کارتاگنا خیلی زودتر برسه
واکنش آندریاس به خروج نیروهای سیلورپاین در این وضعیت جنگی پیچیده هم خیلی بد بود! اصلا نترسید و نگران نشد! اصلا براش مهم نبود و سعی کرد بصورت شخصی کیه درو رو دلداری بده!