مثلا می شه اینطوری بنویسیم که با پیدا شدن کتیبه آخر هر هفته موج بزرگی از ناتارها از طرف دشمن حمله می کنند و در عین حال در معبد اصلی باسمن ها جادویی فعال می شه که قدرت هر 8 کتیبه رو در اختیار باسمن ها قرار می ده

آره یه همچین چیزی. یعنی علاوه بر ناتارها، قدرت خودشون هست و یه مجیک اصلی که مثل مال ما مثلا هر 20، 30 سال یه بار میشه ازش استفاده کرد. که اونو فعال کردن ما هم مرغ دانا و شیروز رو فعال میکنیم.
ناتارها هم با اینکه مجیک هستن، خیلی هم مجیک نیستن که تو ذوق بزنه. کتیبه ها هم همینطور، چون خروجیشون سرباز و چون و چیزای ملموسه. ما هم جادوگرهامون مثلا اگه این فصل یه سال و نیم طول بکشه وسطای فصل آخر میشن 3 تا، یه کارایی میکنن اما باز خوب اونا خیلی زیادن و شکست میدن ما رو. مردان بی سرزمین و دلبان ها هم هر کاری از دستشون بر میاد میکنن، اما در کل مچیک هایی که تا الان درست کردیم عملا خروجی خیلی غیر معقولی ندارن و انسانی هستن که من ازش راضی هستم.
از همه شون استفاده میکنیم اما مغز متفکر و تعیین کننده جنگ انسانها هستن. حتی سمت باسمن ها هم باید کاری کنیم که مثلا ناتارها بدون فرمانده باسمن هیچ هستن و جزیی از سپاه اونا باشن فقط مرموز و مجیک هستن اما آخرش سربازن.

من مخالف اين ايده ام كه نانارها هر هفته يه موج حمله داسته باشن يا هر هشت تا كتيبه كه فعال شد قدرتش بيوفته دست باسمن بايد يه منطقي پشت اين مجيك ها باشه يه ايده ديگه بدين
درست قدرت اصلي جنگ و جلو برنده بايد انسانها باشن ولي اين منافاتي با استقاده از جادو نداره
به هر حال گفتم كه طرحهايي كه مطرح شده تا الان سوراخ زياد داره