سلام به همه دوستان عزیز. خیلی ممنون از تعریف هاتون. خیلی انرژی گرفتم

بچه ها من با اجازه با توجه به نقد ها چه عمومی چه خصوصی دو سه تا تغییر کوچیک توی متنم دادم.
1- در دیالوگ آندریاس بخشی اضافه شده که از تعجب شدید او ازینکه چطور اکسیموس ها متوجه جادوگر شدن و همچین فنی زدن حکایت میکنه.
2- قسمت توصیف اون 10، 15 مرد رو کمی با جزییات بیشتر نوشتم که مشخص بشه اکثر اونها رهگذرهای معمولی و دوتاشونم که تو وضعیت خاک برسری بودن. یعنی فکر نکنید که لئونارد زخمی 15 جنگجوی حرفه ای رو کشت. ازین 10 تا 15 نفر 4، 5 تاشون که وضعشون مشخص بود. 4، 5 تا هم مسافر معمولی از همه جا بی خبر بودن و 4، 5 نفر شاید فرد مسلح بودن که تفاوت توان شمشیر زنی اونها با یکی از چیره دست ترین شمشیر زنهای ارتش یک کشور، اینقدر زیاده که برای کشتن اون حتی توی حالت زخمی، اگه غافلگیر شده باشن خیلی مشکل دارن. یعنی عملا کشتن فرمانده ها و چیره دست ترین شمشیرزنها(یا به طور کلی ارتشی ها)ی هر کشوری توی هر زمانی از تاریخ به شدت کار سخت و گاهی غیرممکنی بوده. اونم توسط 4 تا آدم معمولی.
3- اسم سر جان رو حذف کردم چون قبول دارم که لئونارد در حالی که نجیب زاده نیست و هنوز همه پله های ترقی رو طی نکرده نمیتونسته چهره اونو بشناسه. فقط فهمیده با یه غول شمشیرزنی درگیر شده.
بازم ممنون از تعریف هاتون و نقدهاتون