مهرنوش :
آفرین فرک جون خیلی خوب نوشته بودی، کلا همیشه روابط شاردل با لابر زیر سایه رابطه با سیمون قرارداره و اینبار که همچین اتفاقی تو ریورزلند در حال وقوع هست خیلی جالبه، البته من باز هم به شاردل در این رابطه اعتماد ندارم

به نظرم سپردن فرماندهی جنگ به لابر یکم مشکوک بود

به هر حال این قسمت جالب بود گرچه من منتظر بودم خود شاردل رو هم با توجه به سابقه و روحیاتش در جنگ ببینم ولی به هر حال حضور ریورزلند فکر کنم دوباره تنور رو داغ کنه


خوشحالم که خوشت اومده مهرنوش جون، اما به شاردل اعتماد کن
در حال حاضر هیچ مردی از لحاظ احساسی به اندازه لابر براش مهم نیست اما در کل این شاردل که الان ملکه ریورزلند هس دیگه هیچوقت نمیتونه اون دختر گوگولی بشه که لابر در نوجوونی عاشقش شد، دیگه هیچوقت عشق جزو اولین اولویتهاش نیست. در ضمن به نکته خوبی اشاره کردی سایه سیمون، درسته که لابر رو دوست داره اما سیمون رو بیشتر قبول داره و این اون چیزیه که لابر رو اذیت می کنه. اینکه این دو تا مرد رو در راس جنگ قرار داد برای هردوشون شرایط ناخوشایند و چالش برانگیزیه.