نوشان :
مهرنوش جان من یه نکته رو دیدم فقط اونم اینه که کلارا بعد کودتا آکوییلا فرار نکرد فک میکنم اون موقع اصن نمیدونست کودتا شده شوهرش که به طرز مرموزی کشته شد از ترس جونش فرار کرد

نوشان جون می دونم که اینو ننوشتیم، حتی ننوشتیم که شوهرش به شکل مرموزی کشته شده! نوشته بودیم که شوهرش به نحو مرموزی مرده! و اون فرارکرده، حالا نشون دادیم که دلیل اصلی فرارش چی بوده، موافق نیستی؟