فرک (Ferak) :
خب از سه قسمت آخر قسمت نوشان رو خونده بودم که قسمت قشنگی هم بود.
الان هم قسمتی که مهرنوش نوشته بود رو خوندم هیجان و طرح داستان خیلی قشنگ بود. آفرین. فقط من یک مشکلی رو مطرح کنم اینه که وقتی قسمتهای مهرنوش در مورد جنگ رو می خونم مثل این قسمت که شامل جزییات زیادی هم هست خوندنم خوب پیش نمیره مثلا این قسمت رو در سه تیکه خوندم چون ذهنم خسته میشد. بعضی قسمتها رو چند بار می خونم تا بخوام تجسم و درک کنم حالا سوالی که برام مطرحه اینه که این مشکل از نوشتن مهرنوشه یا اطلاعات جنگیِ من؟ نوشان و بهزاد شما چی فکر می کنید؟

من اگه بخوام نظر بدم اینطوری فکر میکنم که کلا به تصویر کشیدن صحنه جنگ و جزییاتش توی نوشته خیلی مشکله. البته منم یه سری پیشنهادات به مهرنوش دادم و بعد از تغییرات به نظرم خواناتر شد ولی در کل هم دید جنگی میخواد و هم تلاش برای تجسم همچین سطحی از تحرکات از روی متن برای نویسنده و خواننده جفتش چالش برانگیزه.