شروع کوبنده ای بود دو تا قسمت تو یک روز
منم نظرمو بگم
1: داستان فرکو خوندم قشنگ بود نکته ای به ذهنم نمیرسه
2: داستان خودم نمیدونم چرا امروز کم شد همه حرفهامو زدم من
3: منتظر انتقادات و پیشنهادات شما هستم
4: در مورد سوال فرک: من خوندم اون قسمت هایی که مربوط به جنگ بود توتالی برای منم فهمش سخت بود در عین حال اذعان میکنم نوشتنش فوق العاده پیچیده ست و دید وسیعی ای میخواد من در دو جا گریپاژ زدم یکی اونجا بود که تو شورای جنگ داشتن نظرات مختلفو بررسی میکردن یکی هم توضیح جنگ. پیشنهادم برای این مشکل دو جنبه داره یکی اینکه فکر میکنم حذف این توضیحات به داستانمون لطمه میزنه دوم اینکه میشه یه ذره کلی تر بنویسید که من و فرکم گیج نشیم
با تشکر