مورد شماره 1:فرگ جون اول اینکه من می دونم که این قسمت من خیلی طولانی شد و بخاطرش عذر خواهی می کنم، باور کن که بصورت ام پی تری توشتم تازه این شد چون در قسمت قبلی آقا بهزاد تا اونجا که نزدیک شدن ارتش ما رو با چشم دیده بودن نوشته بود و من مجبور بودم تمام حوادث قبل از جنگ و شروع جنگ رو تو یک قسمت بنویسم که آقا بهزاد بتونه قسمت خودش رو بنویسهمورد دوم:نوشتن این قسمت های جنگی برای خودمم خیلی سخته و مشاور جنگم رو کچل کردم از بس سوال پرسیدم و هزار تا صفحه از تاریج جنگ های باستان رو تا حالا خوندم! توی همه ی صفحات جنگ های هخامنشی و ساسانی و یونانی و رومی فیس بوک الان عضو هستم واقعا یا باید بنویسیم که جنگ شد و نتیجه این شد و یا باید جزییات ینویسیم که نتیجش اینجوری می شه و خودم فکر می کنم که در کل اینطوری قشنگتر باشه ولی با کمال میل حاضرم که اینجا هرچقدر که لازمه در موردش توضیح بدم، فقط کافیه سوالات رو مطرح کنید.
مهرنوش جون از اينكه فهميدم براي نوشتن اين قسمتهاي جنگي انقد مطالعه ميكني و زحمت ميكشي خيلي هم لذت بردم و هم تعجب كردم واقعا نوشتن بعضي قسمتها الكي نميشه من حتما فردا چنتا سوال ازت ميپرسم تا فهمم از ماجرا بره بالاتر