مهرنوش :
در مورد قسمت نوشان:
نوشان جون مرسی که خیلی فوری قسمت خودت رو نوشتی
قسمت تو خیلی خوب بود و نقطه ضعف بخصوصی نداشت، فقط قسمت اسپروس و دوستاش که توی شهر ها می گردن یکمی برای من گیج کننده می شه و به نظرم بهتره برای یادآوری اول یک جمله از عقبه و اتفاقی که برای هر شخص مهم تا حالا افتاده بنویسی و بعد ادامه بدی
مثلا : فلانی که بعد از کشته شدن فلانی از اکسیموس بازگشته بود و فلان کرده بود به این شهر رسیده و توانست فلان کار را بکند ....
البته این فقط یک پیشنهاد بود.
اون ایده ی جایگزینی ذلبان آکوییلا با کروتام واقغا باحال بود و به این که آکوییلا، اسپروس رو زنده می خواد مفهوم جدیدی اضافه کرد، واقعا آفرین


در مورد اول: حتما از اين به بعد اعمال ميكنم تو هم مسكل فرك و داري بعضي وقتها موضوعات قسمتهاي قبلي يادت ميره منم همينم ولي من هر قسمتو بخوام بنويسم كله قسمتهاي قبلي رو ميخونم امروز از اول فصل خوندم البته . ولي خب يه كم قاطي پاتي ميشه
در مورد دوم: موچكرم