خانه
760K

کافه نویسندگان

  • ۰۹:۴۹   ۱۳۹۸/۹/۱۰
    avatar
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    مهرنوش :
    نوشان :
    فرک (Ferak) :
    نوشان :

    عين گيم آف ترونز تموم نكنيم يعني من نميفهمم چرا اين برن بدرد نخورو پادشاه كردن جان اين همه از خود گذشتگي كرد يعني از فاجعه هم يه قدم اون ور تر بود فصل آخر اين سرياااال
    من به نوبه خودم قول ميدم تمام تلاشمو بكنم الانم همش دنبال ايده ام درمورد زودتر نوشتن هم قول ميدم تلاشمو بكنم تو يك هفته بنويسم نه دوهفته
    من دستم به اين سانسا برسه

    چرا سانسا؟

    سانسا تو جلسه شورا تو قسمت آخر خيلي رو مخم بود البته من كلا كف كردم هيشكي نگفت جان بايد پادشاه باشه ولي از سانسا بيشتر انتظار داشتم 

    كلا همشون رو مخ بودن و سمبل كردن ته داستانو ولي ملكه شدن سانسا عين يه خاري تو چشممه25

    نوشان جون، تبریک که بلاخره این سریال رو دیدی.

    به نظر من سانسا اتفاقا از همه بیشتر تکلیفش تو این سریال مشخص بود، من یک قسمت قبل از جنگ نایت کینگ مطمئن شدم که آخر سریال شمال از هفت پادشاهی جدا می شه و سانسا ملکش می شه، به همه ی  اطرافیانم هم گفتم که چه جان شاه بشه یا دنریس ملکه هر کس دیگه ای، اگر شمال باقی مونده باشه و سانسا زنده باشه ملکه شمال خواهد شد.

    ولی خیلی از نقش های مهم سرنوشتشون سمبل شد!

    مهرنوش جون تو اون شورا بعد از حرف سانسا هر کسی میتونست ادعای استقلال کنه یارا گریجوری از اول داستانم استقلال میخواست از دنریس، دورنی هام که کلا تنها پادشاهی ای بودن که از زمان تایگرین ها هم مستقل بودن و با ازدواج با تایگرین ها متحد شده بودن اینکه اونها هیچی نگن فقط سانسا بگه دور از ذهن بود حتی بعد از اینکه دیدن سانسا داره استقلال شمال رو میگیره بازهم هیچی نگفتن در حالی که میدون شمال قدرتمند ترین خاندان متحد تایگرین ها و رابرت براتیون بودن. اینش رو مخ بود وگرنه سانسا از یه دختر سر به هوا کم کم تبدیل به دختر سیاست مداری شده بود و سریال اینو خوب نشون داده بود. ولی کاش کاش یکی واسه دفاع از جان اسنو یه حرکتی میزد تو اون جلسه یه چیزی بیشتر از جمله آریا که گفت " هر کی به داداشم دست بزنه گلوشو میبرم".  خیر سرش تایگرین بود به خاطر حرف اون تیریونِ... هم ملکه رو کشت. من دلم شکست23

    مرسی بابت تبریکت ولی اگه به عقب برگردم تا فصل هفت بیشتر نمیبینم چون خیلی چیزهای فصل هشت ایراد داشت. منم یه اخلاق بدی دارم وقتی وارد یه همچین داستانی میشم بدجوری با روح و روانم عجین میشه و یه پایان بد روانپریشیمو بیشتر میکنه. یعنی قشنگ عین یه نوجوونی که اولین باره شکست عشقی خورده  احساس دلشکستگی میکنم .

    من دوست دارم وایکینگ ها  رو ببینم منتظرم تموم شن بعد اعصابم نمیکشه منتظر بمونم20

    ویرایش شده توسط نوشان در تاریخ ۱۰/۹/۱۳۹۸   ۱۰:۵۷
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان