نوشان :بهزاد نظرتو نسبت به داستان نگفتي
بابا من زحمت كشيدم
اول گفتم نظر کلی رو بگم تا بعد ببینیم خدا چی میخواد 
به نظرم خیلی خوب بود. اون بخش مرکز فرماندهی که نگرانش بودی هم به نظرم خیلی خوب در اومده بود
من فقط ترجیح میدادم اینکه بفهمن کشاورزا نیستن یه دلیل دیگه ای جز عذرخواهی و اتاق کیه درو بهشون بدن داشته باشه. اینجا البته کاملا سلیقه ایه اما من فکر میکنم که یه کم به دلم نچسبید. میتونست کاملا اتفاقی پیش بیاد یا اتفاقا یه سربازی بخواد سرکیسه شون کنه یا ...
بقیه ش خیلی عالی و با جزییات خوب نوشته شده بود. 