بهزاد لابی :
من در حال حاضر راهی جز پیشنهاد نوشان به نظرم نمیرسه. آخه اینکه کل ارتش باسمن ها عملا بارادلند رو رد کرده باشه و حتی یه دونه از جاسوس های ارتش متحد نتونسته باشن زنده این پیام رو مخابره کنن دور از واقعیته. من فکر میکنم باید کشته شدن نیکلاس رو بیاری بالای داستان و یه فریب در موردش بنویسی که نیروهایی رو فرستادن تا تحلیل های فرمانده های جبهه متحد رو خراب کنن.
بقیه ش رو ببری همون 3 ماه بعد، که بعدا با یه فلش بک مهرنوش بتونه به داستان نیروی دریایی و قاره شرقی بپردازه. نمیشه اونا رو نادیده گرفت چون زمینه ش نوشته شده.
شما هم نظرتون رو بگید.
راستی یه نکته بی ربط
تو گیم آو ترونز یه بخشی هست که راب اینا کل کلاغ ها و جاسوسهایی که نزدیک میشن و میکشن (دایی اش این مسئولیت رو داره) که کلا یکی از عملیاتاشون لو نره و موفقم میشن و تیون لنیستر و شوکه میکنن البته نمیتونم بزرگی ارتش اونا و نوع عملیاتشون رو با ارتش باسمن ها مقایسه کنم چون عدد رقمی دستم نیست. به هر حال یه عملیات فریبی انجام دادن که تهش منجر به دستگیری جیمی شد
شاید بد نباشه برم دوباره بهش نگاه بندازم. ولی چون پی دی افه و با گوشیم میخونم خیلی سخته نمیرم
همین جوری ازم بپذیرید فرضو بر این میذاریم که اونا ارتششون کوچیکتر بوده