نوشان :بچه ها من یه سوال دارم
جدای از حال و هوای داستان، تو زندگی واقعیتون تو دنیای امروز فک میکنید ارزش جوی خون بیشتر یا یه وجب خاک؟ با در نظر گرفتن خون عزیزانتون بگید
برای من خون ارزشمند تره. من به راحتی حاضر نیستم فداش کنم حتی فدای خاک
سلام نوشان. منم حرفهای مهرنوش رو خوندم و خیلی باهاش موافقم.
اما اینکه چرا ممکنه این روزها برخلاف قدیم مسئله خون در برابر خاک مسئله ای با جواب مشخص نباشه و خیلی ها خون رو انتخاب کنن اینه که انسان داره با سرعت خیلی زیادی به مشکلات حیاتیش غلبه میکنه. البته نه در همه جاها ولی در خیلی از جاهای دنیا.
مثلا شاید 500 سال پیش اگه از مردی میپرسیدی که آیا حاضری برای کشتن یه گاو وحشی جونت رو به خطر بندازی و به جنگل بری و چه بسا با حیوانات درنده هم درگیر بشی یا نه، جوابش اکثرا بله بود. ولی خوب ما الان ترجیح میدیم که گوشتمون رو از قصابی تهیه کنیم و این حتی روی ژن و غریضه هامون هم تاثیر میذاره. کم کم اولویتش رو از دست میده و در کنار یه سری دلایل دیگه باعث میشه که همه فکر و ذکر ما دیگه تهیه غذا برای بقا نباشه و در کنارش به خیلی چیزهای دیگه هم فکر کنیم.
حالا همین مسئله برای انتقال ژن هم هست. قبلا انتقال ژن و بقا با هم رابطه کامل داشتن. یعنی الان تو خیلی از جاهای دنیا آدم ها فکر میکنن که بچه دار بشن یا نه؟ و اگه بشن یکی یا نهایت دوتا؟
اما 1000 سال پیش اگه زیر 5، 6 یا حتی 10 تا پسر داشت یکی ممکن بود بقای خانواده و انتقال ژن در خطر بیفته. ممکنه 1000 سال دیگه مثلا انتقال ژن با فشار یه دکمه اتفاق بیفته و ما دیگه همینقدرم بهش فکر نکنیم.
همینطور در مورد خاک. قبلا اگه قبیله یا قومی بر قوم دیگه چیره میشد حتما وحشیانه ترین اتفاقات در انتظارشون بود که مرگ جلوش شوخی بود. اما الان شاید یه کشوری بره زیر مجموعه یه کشور دیگه بشه یا یهو مستقل بشه یا مثلا اشغال بشه اما بازم خودشون رای بدن و رییس جمهور انتخاب کنن و اینها اون معانی اولیه از خاک و خون رو داره تغییر میده.