نوشان : بهزاد سلامببخشید من دیروز خوندم ولی انقدر عصبانی بودم از دستت اون لحظه نتونستم چیزی بنویسم بعدشم سرم شلوغ شد یادم رفت، میخواستم بنویسم کاش از بانو کاترینم یه چیزهایی مینوشتیتو و مهرنوش استعداد زیادی در فراموش کردن شخصیت ها دارینکلا که از دستت عصبانی ام انگار که مجبور کردی باسمن ها حمله کننخیلی خوب بود آفرین
بهزاد سلامببخشید من دیروز خوندم ولی انقدر عصبانی بودم از دستت اون لحظه نتونستم چیزی بنویسم بعدشم سرم شلوغ شد یادم رفت، میخواستم بنویسم کاش از بانو کاترینم یه چیزهایی مینوشتیتو و مهرنوش استعداد زیادی در فراموش کردن شخصیت ها دارینکلا که از دستت عصبانی ام انگار که مجبور کردی باسمن ها حمله کننخیلی خوب بود آفرین
سلام نوشان جون
یه چیزی می گم عصبانی نشی ها! منم باور کن بانو کاترین اصلا یادم نیست کی بود؟ یکم یاآوری کن: