مهرنوش :
آقا یهزاد بیا یکم روشن کن که سیندنبرگ و ملکه و ساگشتا و عقرب سرخ و کلی بر و بچ تو پایتخت کجا بودن و چی شدن؟؟؟؟
ملکه رو فراموش کردم. اما سیدنبرگ که رفته بود دنبال قضایای اون اسکله ای که ممکن بود بیفته دست باسمن ها. اما باسمن ها با تمام وجود نرفتن اونجا. باید یه بررسی بکنیم ببینیم اسکله چی میشه.
ساگشتا هم نوشتم دو جا که رفته بیرون دنبال شاردل و مسایل مربوط به بیماری. عقرب سرخ هم رفته بود توی اون کمپ های نزدیک مرز ببینه این بیماری چیه. اونا فعلا هستن.
پسر شابین هم کوچیک بود اما توی شهر بود. نمیدونم چی شد!
روسپی هم فعلا اسیر شده اما خودش میخواست اسیر بشه دیگه. قبلا به پودین گفته بود میخواد از سلاحش استفاده کنه.