فرک (Ferak) :قسمت 79 خوانده شد. آفرین مهرنوش جون.چقد دلم برای همه شون سوخت.دو تا نکته یکی اینکه اون 28 هزار نفر چرا نوشته بودی در حالت ضدحمله توی جنگل پناه گرفته بودن ، من اول فکر کردم قراره ضد حمله بزنن.دوم اینکه اگه فرمانده فران رو نکشتی اسمشو اینطوری بنویس خووان ، چون مینویسی خوان من خان خوندم هر دو بار.در هر صورت عالی بود.دیگه کی جرات داره بیاد با شماها داستان بنویسه. خیلی حرفه ای شدین
سلام فرک جون، خیلی خوش اومدی
باشه از این به بعد می نویسم خووان!
نه شاه هزار آفتاب می دونست که امکان مقاومت و پیروزی نیست، اون ژست رو گرفته بود که بقیه متوجه منظورش نشن و در واقع جون اون سربازهای رو نجات داد که بتونن در نبرد موثرتری بجنگن.