نقدی بر قسمت نود، نویسنده مهرنوش
مهرنوش جان قسمتهایی که تو مینویسی انگار خوب روغن کاری شدن! و بدون زحمت در ذهن من حرکت می کنند بدون هیچگونه اصطکاکی. این روان بودن متن و خواندن هر قسمت بدون زحمت بسیار لذتبخشه. قسمت قشنگی بود.
دو نکته: یکی این که سر میز هرکدوم از اعضا برای حرف زدن از جا بلند میشدن یا یکی از میز دور میشد و حرف میزد ، من برای تصور این صحنه به مشکل برمیخوردم و لحظه ای از داستان جدا میشدم. به نظرم این مقدار از حرکت در یک جلسه طبیعی نبود.
دوم سری قبل به شوخی گفتم شاید متوجه نشدی که نقده

این سری نوشتی کارل اوپلن گفت اگه اسپارک موافق باشه، به نظرم باید می نوشتی بانو اسپارک. اینکه برای بعضی القاب رو نمی گی توی ذهن من مشکل ایجاد می کنه . مخصوصا که الگوی ما گیم او ترون هست و یادمه القاب خیلی مهم بوده اون دوره