نقدی بر قسمت نودو یکم، نویسنده مهرنوش
خودم دیگه خسته شدم اینقدر اومدم از قسمتهای مهرنوش تعریف کردم . اما واقعا تعریفی هستند. فوق العاده زیبا بود مهرنوش جون، باورم نمیشه اون نویسنده ای که هر قسمت من و نوشان میومدیم می گفتیم قسمتهات مثل اخبار هست بدون جزییات، بدون دیالوگ، بدون صحنه پردازی، تا این حد قشنگ دیالوگ بنویسه و صحنه ها را در ذهن مخاطب به تصویر بکشه.
نقطه قوت این قسمت که به نظر من خوندنش رو بسیار لذت بخش کرده بود و تا به حال از این تکنیک در قسمتهای قبلی استفاده نشده بود این بودش که مهرنوش عزیز در قالب گفتگو و دیالوگ حالتهای مختلف و نقاط ضعف و قوت یک تصمیم رو به تصویر کشیده بود. اینجوری برای کسانی که تصور مشخصی از شرایط جنگی ندارن بسیار مفید بود. پیشنهاد لابر و نقاط ضعفش، پیشنهاد اسپارک و در نهایت درک اینکه چرا پیشنهاد سیمون بهترین بود همه اینها در قالب دیالوگ. آفرین
دوباره همین اتفاق در دیالوگهای سرجان وجمع مستقر در پالویرا بسیار عالی بود. همه چیز واضح و خواننده کاملا دلیل تصمیم گیری ها رو متوجه میشد.
گفتگوی لیو و جافری هم بسیار خوب احساسات مخاطب رو درگیر می کرد.
در کل عالی