مثل همین گاری که الان مهرنوش کرده ولی به نظر من باید خیلی زودتر میکرد من الان فقط یه هفته باید بذارم تا بفهمم چی به چیه تا سرنخهایی گه مهرنوش تو خصوصی بهم داده رو بتونم تبدیل به داستان کنم، ولی اگه زودتر به من میگفت شاید به جای قسمت سومش من نوشته بودم و همین طوری رفته بودیم جلو الان باز نوبت خودش بود تا ایده اشو به سرانجام برسونه و قسمت مرگ شاردلو بنویسه از اون ور لالویه این داستان، داستان اسپرسو موناگ و رومل گودریانم پيش رفته بود