نوشان سلام.
ایول خیلی قشنگ نوشته بودی

پر از داستان های مهم و جذاب بود.

دو سه تا غلط املایی هست که یه دور بخونی درست میشه. من اونایی که یادمه رو میگم:
"هیچ چیز اندازه مزگ خوشحالش نمیکرد ... "
"فقط به قطرات خونی که بر لباسش پاچیده بود خیره ماند" => اینجا اگه بگی پاشیده بود قدیمی تر میشه.
" چهره هوگو به گاز زدن به میوه در هم رفت"
" سپس برگشت تا برای آخرین بار با قاتلانش رو به رو شود." => این جمله میتونه بهتر نوشته بشه. با قاتلان خودش؟ قبلا هم روبرو شده بود؟ یه باز نویسی میخواد.