مهرنوش :
نوشان :
لینسا لو داد دیگه، یه زن پیشگو، تو جادوگرا، ولی واسه اینکه این توانایی خیلی فضایی نشه و خواننده فک نکنه چرا اینجا پیشگویی نکرد اونجا پیشگویی نکرد براش محدودیت گذاشتم، گفتم یه طری از جادوگرا یه توانایی ذاتی دارن که همیشه هم قابل استفاده نیست، یه وقتهایی بهشون نازل میشه مثلا، آدولان رفت پیشش گفت من میخوام یه چیزی واسه موناگ رو کنم که کف کنه بهمون ایمان بیاره یه چی بدرد بخور پیشگویی کن، اونم رفت و با خبر اتان و گلوری برگشت، این بود داستان

خوب با این اوضاف افرادی که وگامانس بودن از کجا فهمیدن که اینا می دونن؟!
جاسوسها دیگه موناگ که اتان رو زندانی کرد میخواست در برابر شاردل گروگان داشته باشه، آدولانم میخواست باج بگیره، قاعدتا زندانی شدن اتان رو مخفی نکردن
همون شنبه منتشر میکنم که فرصت باشه سر حوصله بخونید