مهرنوش :
فرک (Ferak) :چیزایی که با نوشان به توافق رسیدیم:
کیتایاها در طی تاریخ دارای یک ایدءولوژی بودن که این کیتایا میخواد اونو جهانشمول کنه(در مورد ایدءولوژی بعدا ایده میدیم)به همین خاطر میخواد قدرت رو در دست بگیره و میخواد چند تا نماینده بذاره که اونا فرمانروایی کنن و زیر نظر ایشون و قدرت اصلی خودش باشه.
پس انگیزه اش اینه که همه این اقلیم ها به جون هم بیفتن و تا اونجا که میشه قدرتشون کاهش پیدا کنه و باسمن ها شکست بخورن و خودش توی باسمن قدرت رو با بروبچش داشته باشه و توی قاره نوین آکوییلا و تسوکا نوچه هاش باشن. شینتا رو بده به تکاما توسط آکوییلا و با ین خودشیرینی انگار آکوییلا به دم و دستگاه پناه آورده ولی در واقع جاسوس باشه و بعدا خواسته کیتایا رو در جهت نابودی اونها عملی کنه.
با این قسمت که اصلا موافق نیستم! اصولا با هر چیزی که اصلالت رو از باسمن ها و قاره ی نوین بگیره مخالفم
می تونیم بگیم ایدش این بوده حالا که بلند پروازی تکاما کل دنیا رو به جنگ کشیده و همه ی طرف های درگیر در حال تضعبف شدن هستن، فرصت رو مناسب دیده که وارد جنگ قدرت بشه و ایدیولوژی خودشون که حاکمیت بر دنیا بود رو عملی کنه( ولی معلوم می شه که خیلی خامه و این بلند پروازیش باعث نابودی سلسله ی کیتایاها می شه.
اینکه همه چیز نقشه ی جادوگرهاست و آدم ها همه آلت دست اونها شدن اصلا به نفع داستان نیست.
منم دقیقا همینو گفتم. نمیدونم چی برداشت کردی که اینو نوشتی
اما خب پس اوکیه