مهرنوش :
فرک (Ferak) :خب پیشنهاد من:
لابر در صحرای ساهارا به علت وخامت اوضاع و خونریزی شدید می میره
کیتایا یه چیزی توی مایه های شیشه اژدها به اسپروس میده که با وجود اینکه یک دست و تنهاست بتونه مامویت رو انجام بده
اسپروس قراره بره شینتا رو نجات بده بیاره بده به آکوییلا که اونم ببره بده به تکاما، پس کیتایا و شارلی و اسپروس تا یه جاهایی توی قاره نوین با هم میان و از یه جایی اسپروس جدا میشه بره دنبال مامویت خودش اما از اونجا که اسپروس با این کار مخالف بوده یعنی برداشتن کتیبه قبل از باطل شدن جادو پس تصمیم میگیره انتحاری کنه و کیتایا رو با همون چیز قوی و جادویی بکشه،
برای برداشتن کتیبه بدون داشتن آدرس یعنی به روش دارک اسلو به نیروی کیتایا و بانوی سپید با هم نیاز هست و این دلیلی هست که کیتایا بانوی سپید رو آموزش داده.
وقتی کیتایا و شارلی در حال برداشتن کتیبه هستن اسپروس کیتایا رو می کشه و توسط نفرات کیتایا یا خود شارلی کشته میشه. شارلی که عصبانیه سعی می کنه به تنهایی کتیبه رو برداره که بدون کیتایا نمیشه و ناتارها می کشنش
اسپروس قبل از اینکه از باسمن برن به آکوییلا میگه به زودی خبری از سمت من دریافت می کنی که ماموریت تو رو تغییر میده و همون موقع تصمیم داشته اونو جانشین خودش کنه و واسه اسپارک نوشته/حالا روی این بخش اصرار ندارم اما خودم خیلی دوست داشتم آکوییلا نقش اول مثبت بشه /
و اینجوری اسپروس ناجی میشه و خداشو فدا می کنه.
کلیت چطوره؟
ایرادات؟
شما نظر دیگه ای دارید؟
کلا ؟

واااااای اصلا اینو انگار مهرنوش نوشته! چقدر من خوشم میاد از این همه هیجان و عوض شدن جایگاه ها!
خیلی عالی بود، البته اگر با دقت ببینیم می شه باگ هایی توش پیدا کرد ولی با همفکری قابل حله
اینکه آکوییلا بعد از اینهمه خیانت و بعد تحقیر و بیچارگی و دیدن اشغال شدن کشورش و خیانت خارجی ها و تلاش اسپروس به خودش اومده باشه خیلی باور پذیره
خوشمان آمد

خوشحال شدم که خوشت اومد و هیجان انگیز دیدیش چون خودم هم فکر می کردم هیجان انگیزه ولی به نوشان گفتم خوشش نیومد