خانه
755K

کافه نویسندگان

  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    سلام به همه دوستان عزیزم

    برای اینکه خط داستان گم نشه بهتره که یه جایی داشته باشیم تا در مورد داستان گاهی به بحث و گفتگو بنشینیم و چه جایی بهتر از کافه نویسندگان. قبلا این اتفاق در کافه گفتگو می افتاد که به دلیل حجم بالای مباحث، بحث تخصصی داستان نویسی در لابه لای بقیه صحبت ها گم می شد. 

    خب در ابتدا من چند پیشنهاد دارم که اگه  دوستان موافق بودند بعد از تصویب اجرایی بشه.

    پیشنهاد اول: برای تصویب هر پیشنهادی باید حداقل نیمی از دوستان با آن موافق باشند.

    دوم: موضوع داستان نیز از این امر مستثنی نیست و برای موضوع داستان هم باید رای موافق نیمی از دوستان کسب گردد.

    سوم: هر داستان روز شنبه شروع و در روز چهارشنبه خاتمه یابد.  اضافه نمودن تعداد روزها یا کاستن آن با رای نیمی از دوستان امکان پذیر است.

    چهارم: در هر داستان نفراتی که در آن داستان خاص مشارکت مستمر داشته اند حق دارند در پایان بندی داستان هم شریک شوند. (کسی که کمتر از 4 پست در داستان داشته نمی تواند در پایان بندی مشارکت کند.) 

    پنجم: هر داستان با 4 پست به پایان می رسد یعنی وقتی داستان رو به پایان می رود، با یک پست انتهای داستان بسته نشود و امکان اضافه کردن مطلب برا ی بقیه دوستان که در نوشتن داستان مشارکت مستمر داشته اند امکان پذیر باشد. 

    حالا این آخری رو برای چی گفتم: مثلا ممکنه برای شما اصلا مهم نباشه چرا مهران رفت توی اون جریانو چی شد ولی یکی از دوستان  بخواد داستان رو از دید سوم شخص تعریف کنه(بهزاد) و بگه چرا اینطوری شد یا خیلی از بچه ها که فقط خواننده هستن منتظرن دلیل رو هم بخونن. یا مثلا توی این داستان آخر کسی بخواد تکلیف قسمت عاشقانه سامی و الکس رو روشن کنه.(خودم، شایلان، نوشان) پس انتهای داستان هم مشارکتی بسته شه.

    ششم: اگر نشانه یا سرنخی در داستان ایجاد شد توسط شخص ایجاد کننده یا هر کدام از دوستان تکلیف اون قضیه هم روشن شه اینجوری نشه ته داستان یه سری چنگال کنار یه قبر بمونه یا مثلا اینکه چرا دهکده در نقشه نیست بی جواب باشه.) اینجوری داستان استخوان دار تر میشه.

    در ابتدا هیئت نویسندگان اینجا نام نویسی کنن. ( کسانی که می خوان در داستان نویسی شرکت کنن.)

    در صورت نام نویسی و شرکت نکردن در سه داستان پیاپی شخص از هیئت به طور خودکار حذف میشه و مجددا باید نام نویسی کنه.

    لطفا اول نام نویسی کنید بعد  این شش پیشنهاد من رو به رای بگذارید. در صورتی که پیشنهادی دارید بنویسید تا در صورت تصویب اجرایی بشه.

    متشکرم از همتون.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۴   ۱۱:۰۵
  • leftPublish
  • ۱۷:۲۲   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    سی و سوم

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت: این قسمت بخصوص در میدان جنک دارای سناریو و پرداخت عالی بود، شاید می تونستم به این قسمت هم امتیاز عالی بدم ولی نقاط ضعفی هم داشت که برای اینکه سعی کنی در آینده وجود نداشته باشند خیلی خوب دادم

    نقاط ضعف:

    نثر داستان با اینکه خیلی بهتر شده ولی هنوز مشکل داره، مشکل اصلی استفاده از لحن خیلی خودمونی در جاهایی هست که انتظار نمی ره مثلا مذاکره 2 فرمانده ارتش بعنوان دشمن که خیلی بعیده از همچین ادبیاتی استفاده کنند!

    مشکل بعدی قسمت کوتاه مربوط به پادشاه رومل گودریان بود، این قسمت واقعا معلوم نشد چی شد و هیچ محتوایی نداشت، من 2 بار خوندم و به این نتیجه رسیدم که الان اگر پاکش کنیم هیچ تغییری در داستان پیش نمی یاد!

     

  • ۱۷:۳۷   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    سی و پنجم

    نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:  متن خوب و حال و هوای خوبی در این قسمت وجود داشت.

    نقاط ضعف:

    بجز چند خط انتهایی داستان که خبر از تصمیم برای محاصره بوگوتا رو می داد بقیه داستان عملا از هیچ اتفاقی خبر نمی داد و بعد از قسمت پر از هیجان کشته شدت جورجان، یهو ضرب آهنگ داستان خیلی کند شد.

    در مورد هدف پسر جرجان بعدا صحبتی نشد.

    بعضی از جملات می تونستند خیلی واضح تر باشند مثل:

     واصله حاکی از آن بود که اسکاردان در گارد ساحلی بندر به مشکل خورده است .

     

    اینکه اسپروس شخصا از یک کمپ تربیت سرباز یا سیستم توزیع گندم بازدید می کرد در حالی که ولیهد نزدیک بود بدنیا بیاد از منطق قویی برخوردار نبود.

     

  • ۱۷:۴۱   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست

    نمیدونم از دنده چپ بیدار شدم یا چی. تا حالا متوسط نداده بودم. حالا دو تا پشت هم!

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    23 فرک

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     1- نثر روان

    نقاط ضعف:

    1- اطلاعات شما از اتفاقاتی که توی کشورهای دیگه میفته بیش از حد زیاده! میدونم بعضی از تحرکات رو میشه فهمید اما جوری گزارش دادن به شاردل که به خود گودریان و اکسیموس هم اینطوری نمیشد گزارش داد! خوب اگه شما میدونستید(البته نمیشد دونست) که اونا نصف ارتششون و فرمانده کل ارتششون توی سرزمینشون نیست به ما که همپیمانتون هستید چرا نگفتید؟ چرا از استراتژی تخلیه چیزی نگفتید که ما توی پاپایان اینقدر کشته ندیم(که میگم مشکل اصلی حجم بالای اطلاعات هست)

    2- درست برعکس اون، از مادونا که قراره ملکه آنیده دزرتلند بشه خبری در دست نیست! هیچکس هم ندیدتش و اونم حتی نتونسته یه نامه بفرسته. اینا تضاد زیادی داشتن.

    3- با توجه به اشتباهات پیش آمده. حالا همچنان اسم این فصل از کتاب که مادونا میخوند چیه؟

  • ۱۷:۴۱   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    40

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- دیدار مادونا و آندریاس خوب در اومده بود.

     این قسمت می تونست  با کمی صرف وقت و دقت امتیاز عالی بگیره

    اما  حالا بین خوب و خیلی خوب مرددم اما به خاطر سناریو خیلی خوب  می گیره

    نقاط ضعف:

    1-     به نظرم از لحاظ زمانی رفت وبرگشت آندریاس درست محاسبه نشده

    2- برگ برنده تو در این فصل ماجرای جادوگر بود و این قسمتت باید زیباترین قسمت این فصلت میشد اما واقعا خودم ناراحتم که بگم خوب در نیومده بود. هر پاراگراف نقاط ضعف و قوت زیادی داشت که  همدیگرو خنثی می کردند.

    3- انگار این قسمت با عجله و به قولی هول هولکی نوشته شده

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۴/۲/۱۳۹۷   ۱۹:۱۶
  • ۱۷:۵۲   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 

    نمیدونم از دنده چپ بیدار شدم یا چی. تا حالا متوسط نداده بودم. حالا دو تا پشت هم!

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    23 فرک

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     1- نثر روان

    نقاط ضعف:

    1- اطلاعات شما از اتفاقاتی که توی کشورهای دیگه میفته بیش از حد زیاده! میدونم بعضی از تحرکات رو میشه فهمید اما جوری گزارش دادن به شاردل که به خود گودریان و اکسیموس هم اینطوری نمیشد گزارش داد! خوب اگه شما میدونستید(البته نمیشد دونست) که اونا نصف ارتششون و فرمانده کل ارتششون توی سرزمینشون نیست به ما که همپیمانتون هستید چرا نگفتید؟ چرا از استراتژی تخلیه چیزی نگفتید که ما توی پاپایان اینقدر کشته ندیم(که میگم مشکل اصلی حجم بالای اطلاعات هست)

    2- درست برعکس اون، از مادونا که قراره ملکه آنیده دزرتلند بشه خبری در دست نیست! هیچکس هم ندیدتش و اونم حتی نتونسته یه نامه بفرسته. اینا تضاد زیادی داشتن.

    3- با توجه به اشتباهات پیش آمده. حالا همچنان اسم این فصل از کتاب که مادونا میخوند چیه؟

    زیباکده

    وقتی خودم این قسمت رو خوندم، خنده م گرفت که چرا  اینا رو نوشتم. میدونستم باید به جنگ شما بپردازم اما انگار خیلی زیاده روی کردم. در مورد مادونا هم حالا که میگی فکر می کنم اینهمه بگیر و ببند لازم نبوده.

    اما اسم فصل کتاب همبنه. راز گلِ سوزان. منظورت از اشتباهات پیش اومده رو متوجه نشدم. 

    اینجا میخواستم نشون بدم مادونا اهل مطالعه کتابهای قدیمیه، کلا کتابخون هست. اطلاعات خوبی داره.

  • leftPublish
  • ۱۸:۰۱   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست

    بازم! شاید ضعیف ترین بخش فصلمونه!

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    24 نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- نحوه بی اعتبار شدن اسپروس خوب و واقعی داره پیش میره.

    نقاط ضعف:

    1- برای چندمین بار تیتر نزدی داستان رو که اصلا خوب نیست.

    2- سردرگمی زیادی توی جنگ داری. میفهمم که نقطع ضعفته و استراتژی جزو نقاط قوتت نیست اما خوب باید گوشزد کرد. اینکه یهو کیه درو فرمانده ارتش رو از مهمترین بخش جنگ فراخوندن به یه کاری که کلا بعدش کنسل شد و ... خیلی خوب پیش نرفت

    3- درسته که از تایگریس خیلی تعریف کردی. اما کسی که پیش پدرش تعلیم دیده و کمتر از چند ماه زیر نظر کیه درو که خیلی هم سرش شلوغ بوده کار کرده، قابلیت فرماندهی جنگ تو مهمترین قسمت جنگ رو داره؟ یعنی هیچ کس تو سلسله مراتب ارتش نبود که تجربه و مهارت و فکر بهتری داشته باشه؟ بقیه راحت پذیرفتنش؟ هییچی ازش ندیده بودن حتی یه تیراندازی یا یه حضور در جنگ

    4- پرشت به آکوییلا یه جوریه. باز یه خطی. یعنی فقط حواسم هست، بعدا میخوام در موردش بگم. اگه اینو میخواستیم فیلم کنیم، این بخشش یه کلوزآپ از آکوییلا میشد(شوخی 4 ). باید به همه بخش های داستان اگه قراره توش باشن به یه اندازه دل بدی.

  • ۱۸:۰۶   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    سی و ششم

    فرک

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:  تنها نقطه قوت این قسمت نثر خیلی خوب بود که ازش بخوبی استفاده می کنی

    نقاط ضعف:

    به موضوع خانواده فابرگام بدون نتیجه گیری مشخصی پرداخته شده بود.

    به موضوع سفرا هم همینطور

    اینکه وسط مهمونی در سیلورپاین اسپارک به سفیر لرد ریتارد گفت برن بیرون و یه قدمی بزنن که فورا برای خواننده این انتظار رو ایجاد می کرد که چیز مهمی برای گفتن یا پیغام فرستادن داره ولی در ادامه هیچ حرف مهمی بجز یک محاوره در مورد عاقبت جنگ که چیز جدیدی توش نبود زده نشد.

    قسمت مادونا شاید تنها قسمتی بود که انتظارات خواننده رو بدون اینکه اتفاق عمده ای اونجا بیوفته برآورده می کرد.

  • ۱۸:۰۹   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    21 مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     1- جذابیت کلی جنگ

    نقاط ضعف:

    1- من متوجه نشدم که چرا پادشاه از پلین که بسیار آدم مهمی بود در نقش پیک استفاده کرد که بره پاپایان و به ارتش بگه سواره نظام به همراه اسناد و ملت عقب نشینی کنند و مثلا سبک اسلحه بیان فلان شهر. میشد اینو با پیک اعلام کرد. هیچ کار خاصی نداشت توی پاپایان پلین. 

    2- اونجا هم که نوشتی شاه اکسیموس بر خلاف همه میدونست توی مرز نمیشه دشمن رو شکست داد هم عجیبه. چطور بقیه توی پایتخت فکر میکردن با این ارتش نصفه و نیمه میشه حمله به این بزرگی رو دفع کرد و کلا شکست داد؟

    3- به نظر من اینکه پلین از الان سواره نظام سبک اسلحه رو برد کارتاگو که بعدا به کاروان های دزتلند حمله کنند از سه جهت ایراد داره. اول اینکه پلین از الان کامل مطمئنه که شکست میخورن و دو تا قلعه اول فتح میشه که به شخصیتش و عملکردش نمیاد. دوم اینکه کارتاگو همونطور که چند خط بالاتر نوشتی سومین هدف دزرتلند بود و همه دربار فکر میکردند که بعد از پاپایان، نوبت به کارتاگو میرسه. بعدا دزرتلند فن زد رفت پالویرا. یعنی اون الان دقیقا رفته بود به قلعه ای که خودش هدف بعدی بود، پس نمیشد شبیخون زد اگه ما واقعا میومدیم کارتاگو. سومش هم اینکه اصلا مشخص نشد سواره نظام سبک اسلحه اکسیموس که خودش تعلیم داده بود کجا بودن؟ همه شون توی پاپایان بودن؟ اگه آره برای چی؟ یا با خودش آورده بود که پیغام رو بده و برن و چطور اصلا انجام شد خیلی مشخص نبود.

    4- هنوز برای من مشخص نشده که اکسیموس آرگون ها رو در ازای چه چیزی به همکاری ترغیب کرد؟ چون اون سرزمین هایی که گرفتنشون برای جفتشون مثل آب خوردن بود، تازه نصفشم با منابعش رسید به اکسیموس. کمکی هم نکردن، وعده خاصی هم ندادن تا اینجا. هنوز نمیدونم چرا آرگون چنین ریسک بزرگی رو پذیرفت و اومد به کمک اکسیموس.

    زیباکده

    در مورد آیتم هایی که اشاره کردی بعدا سر فرصت شاید صحبت کردیم فقط به این نکته اشاره کنم که پلین برای پیغام آوردن نرفت پاپایان! با حکم فرماندهی ارتش جنوبی رفت که در 3 قلعه پاپایان، سانتامارتا و کارتاگو مستقر بود، هر قلعه یکسوم از ارتش جنوبی رو در خودش جا داده بود، شامل پیاده نظام و سواره نظام سبک و سنگین اسلحه.

  • ۱۸:۱۲   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    اینجا می خواستم به بهزاد و فرک تذکر جدی بدم که در حدود قسمت سی وششم حدود 25 روز توقف داشتیم از طرف شما که خیلی به ریتم داستان ضربه زد، سعی کنید که در سیزن جدید به نوشتن قسمتی که نوبت شما هست متعهد تر باشید.
  • ۱۸:۱۶   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    41

    مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- بدون در نظر گرفتن نقاط ضعفی که به بزرگترینهاش اشاره کردم بقیه داستان خیلی خوب بود.

    نقاط ضعف:

    1-     خیلی عجیب بود چطور دزرتلندیها  با داشتن چنین نقشه جادویی فکری برای عقب نشینی-که روش قابل پیش بینی اکسیموسها در این جنگ بوده- نکرده بودن و پشت در شمالی کسی نبود.

    2-     چجوری دارک اسلو همیشه میدونه پلین دقیقا کجاست! از مقر کولینز اومد بندر بوگوتا چرا؟

  • leftPublish
  • ۱۸:۲۳   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    سی و ششم

    فرک

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:  تنها نقطه قوت این قسمت نثر خیلی خوب بود که ازش بخوبی استفاده می کنی

    نقاط ضعف:

    به موضوع خانواده فابرگام بدون نتیجه گیری مشخصی پرداخته شده بود.

    به موضوع سفرا هم همینطور

    اینکه وسط مهمونی در سیلورپاین اسپارک به سفیر لرد ریتارد گفت برن بیرون و یه قدمی بزنن که فورا برای خواننده این انتظار رو ایجاد می کرد که چیز مهمی برای گفتن یا پیغام فرستادن داره ولی در ادامه هیچ حرف مهمی بجز یک محاوره در مورد عاقبت جنگ که چیز جدیدی توش نبود زده نشد.

    قسمت مادونا شاید تنها قسمتی بود که انتظارات خواننده رو بدون اینکه اتفاق عمده ای اونجا بیوفته برآورده می کرد.

    زیباکده

    مهرنوش به نظرم اصلا منصفانه نیست این امتیازی که بهم دادی. چون من به یه چیزهایی اینجا اشاره کردم که همه سرنخ هایی هست برای داستانم در فصل بعد. دلیل نداره هرچی این قسمت گفتم سه قسمت بعد ازش استفاده کنم. برای بار دوم میگم من این سبک رو دوست دارم. من  این فصل از هیچکسی به خاطر نپرداختن به چیزی که میشه در فصل بعد بهش اشاره کرد نمره کم نکردم. چون کلا این معیار رو برای داستانهایی که به شکل فصل به فصل هستن معیار خوبی نمیدونم.

    این قسمت جزو قسمتهای مورد علاقه خودمه و ازت ناراحت نیستم ولی اصلا نقدت رو درست نمیدونم ولی براش احترام قائلم. :D

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۴/۲/۱۳۹۷   ۱۸:۳۱
  • ۱۸:۲۴   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    سی و هشتم

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:  نثر خیلی خوب شده بود، اتفاقات بین خطوط ارتش و همینطور در داخل چادر فرماندهی خوب بود

    نقاط ضعف:

    من متوجه نشدم که رومل چرا نامه فرستاد و برخورد با مادونا تغییر کرد!

    در بعضی از قسمت ها اشاره کردی شهر هایی که تسلیم می شدند و آذوقه ای که بجا مانده ،که من قبلا توضیح دادم که عملیات تخلیه ی ما یعنی اینکه شهر ها تخلیه کامل می شن و تسلیم نمی شن و آذوقه اصلی توسط ارتش و اندوخته ی خانه ها هم توسط مردم تخلیه می شه و سیاست این بود که عملا چیزی برای مهاجمین نمونه.

  • ۱۸:۳۲   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    41

    مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- بدون در نظر گرفتن نقاط ضعفی که به بزرگترینهاش اشاره کردم بقیه داستان خیلی خوب بود.

    نقاط ضعف:

    1-     خیلی عجیب بود چطور دزرتلندیها  با داشتن چنین نقشه جادویی فکری برای عقب نشینی-که روش قابل پیش بینی اکسیموسها در این جنگ بوده- نکرده بودن و پشت در شمالی کسی نبود.

    2-     چجوری دارک اسلو همیشه میدونه پلین دقیقا کجاست! از مقر کولینز اومد بندر بوگوتا چرا؟

    زیباکده

    فرک جون قبلا گفته بودیم که پالویرا به این دلیل که از شمال به کوهستان متصل بود از نظر جغرافیایی این امکان نبود که بصورت کامل محاصره بشه

    اینجا از نوشتن این موضوع صرف نظر کردم که دارک اسلو با کشتی به پایتخت برگشت و اونجا بعد از دریافت اطلاعات به بوگوتا رفت، فکر کردم بدیهی هست چون نمی خواستم از سمت دارک اسلو بنویسم، جوری نوشتم که از دید پلین سورپرایز باشه.

  • ۱۸:۳۲   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    26 نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     1- نثر خوبی داشت

    2- باز هم تنگ شدن شرایط برای پادشاه و اوضاع ملکه خیلی باورپذیر پیش رفت

    3- اتفاقات جبهه های جنگ خوب بود و هیجان هم داشت با اینکه درگیری نداشتیم

    نقاط ضعف:

    1- با مونتانا حرف نزده بود، با مارتین لیدمن حرف زده بود

    2- درسته که از بقیه خواستی بیان توی باسمن شرکت کنن و نیومدن اما خودت هم یهو ولش کردی

    ویرایش شده توسط بهزاد لابی در تاریخ ۴/۲/۱۳۹۷   ۱۹:۰۶
  • ۱۸:۴۲   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    25

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- اضافه شدن شخصیت جدیدی به نام پودین که در روند داستان شخصیت جالب توجهی در اومد.

    نقاط ضعف:

    1-     ما به کمک عقرب سرخ زره های دفاعی دژکوبها و سپر سربازانی که قراره از نردبانها بالا برن رو بهبودهایی دادیم. عقرب سرخ موفق شده موادی رو به فرمول سپرها اضافه کنه که مقاومت بیشتری در مورد ضربه و دمای بالا داشته باشن.  انجام این کار در میدان جنگ و یه شبه منطقی به نظر نمیرسه.

    2-     شما میتوانید از فردا صبح تحرکات بیشتری در اطراف قلعه داشته باشید تا تصور حمله همزمان رو در اکسیموس ها تقویت کنیم. از اونجایی که الان کیه درو در نزدیکی پاپایان هست و باید این نقشه در اطراف سانتامارتا انجام بشه، انجام نقشه فردا صبح ممکن نیست.

    3-     دیدار لوکاس و مادونا جوری بود که انگار لوکاس طرف مادونا هست و از شرایط مادونا که پادشاه براش در نظر گرفته ناراضیه و میخواد برای خلاصی از این شرایط بهش کمک کنه.-ولی در واقع نباید اینطور باشه-

    زیباکده

    در مورد 1 ما هفت ماهه که میدونیم میخوایم بجنگیم و داریم خودمون رو آماده میکنیم. اینکه چی شد تابستون غیب شد متوجه شخص من نیست. اما یک شبه نبود کارایی که ما کردیم.

    2- اوکی

    3- لوکاس رو حساب برنارد هنوز نیمچه امیدی داشت. البته هنوز به این مثلث نرسیدیم!

  • ۱۸:۴۲   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    سی و نهم

    فرک

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:  هر دو قسمت بازبی و مادونا خوب نوشته و پرداخته شده بودند و مثل اکثر قسمت هات نثر خوبی هم داشت، فقط یکمی هیجان تا امتیاز عالی فاصله داشت.

    نقاط ضعف:

    .کمبود نقطه عطف و هیجان.

  • ۱۸:۴۳   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    42

    نوشان

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- همه چیز از گیرایی خوبی برخوردار بود

    نقاط ضعف:

    1-     چرا کسی دنبال کلارای زخمی نرفت؟ دستگیر کردنش خیلی ساده بود.

  • ۱۸:۴۸   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    خب بچه ها من تا پایان صفحه 75 نقدهامو نوشتم
  • ۱۸:۵۵   ۱۳۹۷/۲/۴
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    25

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    1- اضافه شدن شخصیت جدیدی به نام پودین که در روند داستان شخصیت جالب توجهی در اومد.

    نقاط ضعف:

    1-     ما به کمک عقرب سرخ زره های دفاعی دژکوبها و سپر سربازانی که قراره از نردبانها بالا برن رو بهبودهایی دادیم. عقرب سرخ موفق شده موادی رو به فرمول سپرها اضافه کنه که مقاومت بیشتری در مورد ضربه و دمای بالا داشته باشن.  انجام این کار در میدان جنگ و یه شبه منطقی به نظر نمیرسه.

    2-     شما میتوانید از فردا صبح تحرکات بیشتری در اطراف قلعه داشته باشید تا تصور حمله همزمان رو در اکسیموس ها تقویت کنیم. از اونجایی که الان کیه درو در نزدیکی پاپایان هست و باید این نقشه در اطراف سانتامارتا انجام بشه، انجام نقشه فردا صبح ممکن نیست.

    3-     دیدار لوکاس و مادونا جوری بود که انگار لوکاس طرف مادونا هست و از شرایط مادونا که پادشاه براش در نظر گرفته ناراضیه و میخواد برای خلاصی از این شرایط بهش کمک کنه.-ولی در واقع نباید اینطور باشه-

    زیباکده

    در مورد 1 ما هفت ماهه که میدونیم میخوایم بجنگیم و داریم خودمون رو آماده میکنیم. اینکه چی شد تابستون غیب شد متوجه شخص من نیست. اما یک شبه نبود کارایی که ما کردیم.

    2- اوکی

    3- لوکاس رو حساب برنارد هنوز نیمچه امیدی داشت. البته هنوز به این مثلث نرسیدیم!

    زیباکده

    در مورد نقد شماره یک اگه منظورت این بود که جوری نوشتی که سو برداشت میشه چون دم پاپایان برنارد وارد چادر فرماندهی شد و گفت:

    برنارد داخل شد و گفت : ما به کمک عقرب سرخ...............................دود شدیدی پس از برخورد با قلعه تولید میکنه و جلوی تیراندازی دقیق تر نیروهای تیر و کمان قلعه رو بگیره. همه چیز آماده شروع حمله ست.

    انگار همین الان این کارا رو کردن.

    با توجه به توضیحاتت در مورد یک و سه من امتیاز رو به خوب تغییر میدم

  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان