 | سودا : باران جون اون طفلک هم گناه داره . قرار نیست حل بشه عزیزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ | |
سودا موضوعمون مربوط میشه به خیلی وقت، کم آوردم به خداااااااااااااااااا، میریم مهمونی میاد هزار تا حرف درمیاره چرا غذا این بود چرا اون دختره اینجوری بود، کافیه بگم نگو یهو دادوبیداد میکنه، منم آدمم به خدااااااااااااا، درس خوندم نشوندم تو خونه گفتم مهم نیست، میریم خونه ی مامانمینا منو از ساعت 6عصر میزاره بعد خودش به ی بهونه ای نمیاد و بعد ساعت 1زنگ میزنه که بیا تا بریم من سر کوچم، هر چی میگم بابا بیا تو سلام کن به این پیرمرد و پیرزن گوش نمیده که نمیده