۲۱:۵۸ ۱۳۹۳/۱۲/۲۰
بانویک ستاره ⋆|2381 |1171 پست
سلام
در تيره شب هجر تو جانم به لب آمد
وقت است که همچون مه تابان به درآيي
بر رهگذرت بسته ام از ديده دو صد جوي
تا بو که تو چون سرو خرامان به درآيي
حافظ مکن انديشه که آن يوسف مه رو
بازآيد و از کلبه احزان به درآيي
هرکسی که هست و خواست بگه واسش تفال بزنم به حافظ
ابیات بالا هم واسه خودم بود.... البته سلکت شده