۱۵:۱۷ ۱۳۹۴/۱/۱۱
بانویک ستاره ⋆|2381 |1171 پست
1
خوردیم زمین و آسمان گم کردیم
در عالم خاک ، بوی جان گم کردیم
قبر تو نه ، می خورم به قرآن سوگند
ما « قدر» تو را در این جهان گم کردیم !
2
افسرده دليم و ني لبك مي خواهيم
در سينه، دلي ترك ترك مي خواهيم
از فاطمه ما نه فصلي از بيداري
از فاطمه، فصلي از فدك مي خواهيم !
3
دیوار و در و فدک ... ! حکایت این نیست
زهرا زن سرشکسته ی مسکین نیست
او روح حماسه ، مادر عاشوراست
بر چهره ی کوه ، از مصیبت چین نیست
4
زهرا ، زنِ سبزِ آسمان آیین است
آیینه ی روشن حقیقت بین است
نان و نمک و فدک ، غم زهرا نیست
سوگند به نور ، درد زهرا «دین» است
5
ما مدعیان تو را صنم می خوانیم !
بانوی مقیم شهر غم می خوانیم
نامی ز تو بر زبان ما می چرخد
ما از تو چه اندک و چه کم می دانیم !
6
درد تو فدك نه، درد تو ما هستيم
مايي كه برادریم و تنها هستیم
هر روز نمك به زخم تان مي پاشيم
ما شيعۀ حضرت تو آيا هستيم ؟!
7
ناموس خداست ، گفتن از گیسویش ... ؟!
از سینه و سر ، کبودی بازویش ... ؟!
گفتی تو قصیده ها به وصف زلفش
ای مرد ! نمی کنی تو شرم از رویش ؟!
8
او فاطمه است ، دختر توحید است
ناموس خداست ، همسر خورشید است
« من عاشِقتم فاطمه جون ، می خوامِت »
این شعر سخیف ، قابل تایید است ؟!
9
سطری ز کتاب او نخواندی ، شاعر
از خطبه ی ناب او نخواندی ، شاعر
گفتی ز پریشانـــــــــی گیسو ، اما
از فصل حجاب او نخواندی ، شاعر
10
در ذهن و زبان ما زنی مغموم است
افسرده و زرد و مُضطر و مظلوم است
در قاب نگــــــــــاه اهل معنا ، اما
او فاطمه ، یک حماسه ی محتوم است
11
آنان که تو را کبود و خم می خوانند
تسلیم اراده ی ستم می خوانند
از فهم حماسه ی شما ناکامند
چون فصل تو را به خط غم می خوانند
12
دور از تو ، نشان راه را گم کردیم
شب کور شدیم و ماه را گم کردیم
در مذهب جهل ، بت پرستی کردیم
چون معنی « لا اله ... » را گم کردیم
13
شد فاطمیه ، گِرد شما می گردیم
یک مُشت «غزل - مرثیه» ما آوردیم
ما سیرۀ روشن شما را بانو !
در غفلت جشنواره ها گم کردیم
14
هر روز حکایت فدک ... می دانم
بی پرده به زخم تان نمک ... می دانم
در شعر ز حرمت تو غافل ماندیم
ما مُدعیان ! بدون شک ، می دانم
15
او سورۀ کوثر است ، زیبا بنگر
از فصل فدک در آ ، به بالا بنگر
از حضرت او نگفته ها بسیار است
از زاویه ای دگر به زهرا بنگر
16
هر چند که ذکر ماست نام زهرا
اندیشه ی ما نمی شناسد او را
در ذهن و زبان ما زنی قدیس است
یک سوره تا ابد مقدس ، اما ... ؟!
17
تو حضرت زهرایی و در فهمت ما ... ؟
تو «اُم ابیها» یی و در فهمت ما ... ؟
پنهان ز تو نیست این که در گِل ماندیم
تو قبله ی معنایی و در فهمت ما ... ؟
18
ای خواهر من ! «حَسَن شدن» را از او ...
آزاد ز بند « تن » شدن را از او ...
از حضرت زهرا تو بیامـــــوز ، آری
سرمشق بگیر « زن شدن » را از او
19
باید که به لطف عشق گـــویا باشی
مجذوب کرشمه های معنا باشی
با لهجه ی معرفت بگویی از او
تا شاعر نور پاک « زهرا » باشی