۱۰:۰۱ ۱۳۹۳/۴/۲۹
منم دیدم ب اتفاق همسری دیشب
فقط ی طوری بود داستانشون
مثلا چطور این کارگر باهاشون دشمن شده بود ک این نقشه ها رو واسشون کشیده بود؟
همسرم میگه اولش ی چیزی بین کارگر و شوهر زنه بوده ک نقشه رو واسه بهروز (همسر زن دیشبی) کشیده.
بهروز هم ب گفته زنش ک دیشب میگفت از اول ک کارگر به شوهرش پیشنهاد داده بود واسه گنج چیزی ب زنش نگفته بود و در آخر فهمیده
بنظر من و همسرم اون کارگر نقشه رو واسه همسر زن کشیده
بعد ک فهمیده زنش فهمیده گفته گنجی در کار نیست و ی مدت نقششو تعطیل کرده
و دوباره با ی نقشه جدید اومده سراغشون
اینا همش حدسیات ما هستا ههههههههههه
حس کاراگاهیمون گل کرده بود
زنه میگفت ی مدت دیگه بی خیال گنج شدیم چون کارگرمون گفته بود چیزی وجود نداره
کارگر چون فهمیده بود ک زنه هم متوجه شده قصد جون دوتاشون رو کرده بود
هدفش فقط کشتن بهروز شوهر زن بوده
چون اول اونو انداخته توی چاه
فقط کاش زنه میگفت ک چرا اون کارگر دشمنشون شده بود
ولی خیلی وحشتناک بود داستانشون
ی زن تنها توی چاه کنار جنازه همسرش
خیلی بد بود