
Mona-M :
منم نماز واسم خیلی سخت بود مثل شماهم خیلی بهش فکرمیکردم یکی در میون میخوندم ونمیخوندم باز به خودم قول میدادم که مرتب بخونم همیشه هم عذاب وجدان داشتم مخصوصا اینکه هر سال ماه رمضون روزه میگرفتمو بعدش دوباره.....همیشه هم دعا میکردم شوهرم نمازخون باشه که خداهم ارزمو براورده کرد الان در کنارش خداروشکر نمازم قضا نمیشه بعضی وقتا که جایی هستیمو میبینم چه تقلایی میکنه واسه به موقع خوندن نمازش از خودم خجالت میکشم شده رفتیم یه پارک توی شهربازی ونمازخونه نداشته همونجا یه گوشه وایساده رو زمین خاکی نمازشو خونده واقعا از خدای خوبم ممنونم امیدوارم زمان مرگم نه خدا ازم دلگیر باشه نه بنده هاش

دقیقا مثل من بودی
یه لحظه حس کردم خودمی

همسر منم دقیقا همینطوره
حتی روز عروسی هم نمازشو خوند
و روی نماز صبح خیلی تاکید داره
و اینکه هرجا بره ساعتشو با نماز تنظیم میکنه
همسر عزیزم

