خانه
410K

دمتــــــــــــــــــــــون گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم

  • ۰۰:۲۷   ۱۳۹۳/۸/۶
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|13810 |7289 پست

    چند روزیست که روی لب هایم ،چیزی به جز لبخند تلخ نقش نبسته…

    شاید هم چند هفته است…

    شاید هم چند ماه…

    هر چه که هست،

    فقط میدانم مدت زیادیست که لبخند هایم پوزخند و خنده هایم بغض شده اند …

    هرچند همیشه از درون میگریم…

    هر از گاهی در آیینه نگاهی به خود می اندازم و میپرسم:آیا این منم؟!

    این همان منم که هر کجا که بودم،

    نمی گذاشتم لبخند از روی لب های کسی پر بکشد و غم توی دلش خانه کند؛

    که خود حالا،

    فقط گاهی به تقدیر خویش،پوزخندی میزنم…!؟!؟

    روزگار برای همه ساز های مختلفی کوک میکند…

    برای برخی بیش و برخی کمتر…

    اما انگار من صدر نشین گروه اولم…؛

    که درست هنگاهی که داشتم روی خاطراتی که روی ذهنم حک شده بودند،

    پارچه ی فراموشی میکشیدم،

    روزگار تلنگری مهیب به من زد که علاوه بر شکستنم،

    مرا وادار به انتظاری دوباره،طولانی تر اما قاطعانه تر کرد…

    اما چه می شود کرد و چه می توان گفت…

    جز رقصیدن به ساز روزگار و سکوتی سنگین،

    که گاهی خویش را نیز در آن گم میکنم!

    سکوتی برای حفظ آرامش و تعادل همه چیز به جز خودم…

    سکوتی که به واسطه ی پر از حرف و درد بودن به

    وجود می آید…!

    سکوتی تلخ…

    اما کار ساز…

    که گمان میبرم روزی کار خودم را نیز بسازد…!

    پاسخ دادن
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان