خانه
19.9K

بغض پاییزی...

  • ۰۰:۲۰   ۱۳۹۳/۸/۲۷
    avatar
    کاربر جديد|296 |110 پست
    به داداشم میگم ناراحتم خیلی... میگه:
    دیوونه ای؟ من باید ناراحت تر از تو باشم که؟ ولی به این نتیجه رسیدم که خدا اینجوری از بقیه جداش کرد الکی نیست بین این همه خواننده اونو دوس داشتم حالا که خدا هم انتخابش کرد بین اون همه فهمیدم انتخابم درست بوده...
    میگم : نمیدونم چرا انقدر دلم میسوزه! همش واسش پست میزارم
    خیلی مظلوم بود آره خدا خیلی دوسش داشت عزیزش کردو بردش...
    میگه: دلم براش تنګ میشه...
    من باهاش زندګی کردم...
    و من در جواب گفتم: بمیرم..
    تقدیرش این بود دیگه بیچاره داغون شده بود الان آرومه ماهم باید کنار بیایم و براش دعا کنیم
    و باز اشکم جاری شد...
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان