خانه
4.01M

کیا دوست دارن با هم دوست شیم

  • ۱۶:۴۸   ۱۳۹۱/۱۲/۸
    avatar
    دو ستاره ⋆⋆|482 |2288 پست
    دیروز هم رفتیم خونه مامانش کرج، 1ساعت نشده بود مثله همیشه به یه بهانه ای رفت بیرون، بهانش این بود که برم پمپ بنزین ماشین بنزین نداره، در صورتی که تو راه بودیم واسه اینکه از سرعت ماشین میترسم اومدم کیلومتر رو نگاه کنم یهو چشمم افتاد به علامت بنزین(پره پر بود)، منم هیچی نگفتم و رفت داشتن سفره مینداختن زنگ زدم گفتم کجایی بابا حوصلمون سر رفت مامانت هم رفته خوابیده، باران گشنشه بیا سفره رو بندازم که بریم، گفت شما بخورید من تازه 3-4 تا دیگه نوبتم میشه خیلی شلوغه و... ما هم خوردیم و اونم اومد که بریم یهو دیدم علامت بنزین هیچ فرقی نکرده(کجا بوده خدا میدونه، هر روز به یه بهانه ای باید 1-2 ساعت بره بیرون) حتی روزهای عاشورا
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان