خانه
2.87M

جـــــــــــــکـــــــ جــــــــــالــــــــب

  • ۰۱:۵۳   ۱۳۹۴/۲/۲۰
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19959 |39378 پست
    مردی نزد روانشناس رفت و از غم بزرگی که دردل داشت برای دکتر تعریف کرد.
    دکترگفت: به سیرک شهر برو آنجا دلقکی هست، اینقدر تو را می خنداند که غمت یادت برود.
    مرد لبخند تلخی زد و گفت:من همان دلقکم....

    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ..

    ‌.

    .
    دکتر گفت: به جهنم که همان دلقکی!
    مرد گفت : کثافت پول ویزیت دادم باید درمانم کنی!
    دکتر گفت : برو بابا من فقط همونو بلد بودم دیگه درمانه دیگه ای بلد نیستم!
    مرد گفت : پس پولمو پس بده!
    و دکتر پول دلقک را پس داد.
    نکته داستان : آن مرد دروغ گفت و دلقک نبود
    اري او يک بنده ي خدای اصيلی بود
    ولی پول خود را پس گرفت و سپس به سراغ دلقک رفت!!!!!!!!
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان