۱۰:۴۳ ۱۳۹۴/۳/۲۵
با دختره رفته بودم رستوران
نمكدونش از اين پيچوندنيا بود
هي تكونش ميداد، نمك نميومد،
خيلي آروم تو گوشش گفتم بپيچونش
اونم اول يه نگاه به دور و برش كرد و بعد نمكدونو گذاشت تو كيفش.
ياد امام و شهدا
دل و ميبره كرب و بلا
دل و ميبره كرب و بلا