۱۲:۲۱ ۱۳۹۴/۸/۵
دیشب تولدم بود داشتم به ترتیب کاغذ کادوها رو باز می کردم :
.
.
.
.
.
بابام: یه گوشی اکسپریا با یه کاغذ که
روش نوشته بود : ۲۰۰ بهت بدهکار بودم,
الانم ۲۰۰ تومنشو من دادم، بقیه قسطاشو باید خودت بدی..
صداشو در نیار ,بخند!
مامان: ۱۰۰ تومن پول با یه کاغذ: اینو الکی گذاشتم
جلو مهمونا آبرو ریزینشه, خرجش نکنیا پول برق و گازه
الانم تابلو نکن بخند...!!
خونواده عمه: یه ظرف شیشه ای آجیل خوری...
(چی کارش کنم آخه من)
خونواده دایی: یه دست پارچ ولیوان خارجی...
(اینجا که رسید قلبم تیر کشید)
داداشم: دسته پلی استیشن...
(واسه خودش گرفته بود گوسفند)
خونواده عمو: یه ساعت دیواری با ۵۰ تومن تراول...
( ساعتو زدن پذیرایی پوله هم تقلبی از آب دراومد )
مامان بزرگ: یه ماچ آبدار...
(صورتم خیس شد, دندون مصنوعیاش هم افتاد تو لباسم)
بابابزرگ: یه پس گردنی با جمله ی “کره خر” بزرگ شدیاا
من:|
تولدم:|
کیک تولد:|
شمعا هم خودبخود خاموش شدن طفلکا:|