۱۰:۴۹ ۱۳۹۴/۸/۱۳
بابام اومد تو اتاقم یه دﻓﻪ ﻗﺎﻃﯽ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﭘﺎﺷﻮ ﺍﺯ ﺟﻠﻮﯾﻪ ﺍﻭﻥ ﺻﺎب ﻣﺮﺩﻩ!
خجالت نمیکشی؟ صب تا شب؛ شب تا صب وِلی اون تو؟؟
.
.
.
.
گفتم:پدر من وِل چیه؟ من اینجا همش تحقیق میکنم!
نمره میدم؛ تائید میکنم؛ نظرخواهی میکنن نظر منو میخوان! وجودم لازمه!
گفت: ببینم مثلا چی؟
آقا چشمتون روز بد نبینه تا رفرش کردم یه دختره با یه تاپ و یه ژست خفن اومد
روی صفحه بالاشم نوشته بود:
به هیکلِ ساناز جون از یک تا بیست چه نمره ای میدی؟
هیچی دیگه ... همچین زد پسِ کله م ساناز جون اومد تو بغلم...!!!