۱۰:۲۹ ۱۳۹۴/۸/۱۴
تو پارک نشسته بودم دیدم ی پسره دستاشو گرفته آسمون...
دلم سوخت، فکر کردم مشکلی داره که اینجوری التماس خدا میکنه...
.
.
.
.
رفتم جلو، دست گذاشتم رو شونش...
گفتم داداش مشکلی هس؟ کمکی از من برمیاد ؟
.
.
نگام کرد گفت: نه عزیم لاک زدم منتظرم خشک بشه...!!!