۲۳:۳۵ ۱۳۹۳/۱۲/۲۳
داستان خلقت زن:
از هنگامی ک خداوند مشغول خلق زن بود شیش روز میگذشت. فرشته ای ظاهر شد و گفت: چرا این همه وقت صرف این یکی میفرمایید؟ خداوند پاسخ داد: دستور کار اورا دیده ای؟
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، ک همگی قابل جایگزینی باشند، باید بتواند با خوردن غذای شب مانده کار کند. دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جای دهد، بوسه ای داشته باشد ک بتواند همه دردهارا، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته را درمان کند. او میتواند هنگام بیماری خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند.
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد و گفت: اما پروردگارا او را خیلی نرم آفریدی.
خداوند:بله نرم است اما او راسخت هم آفریده ام تصورش را هم نمیتوانی بکنی ک اوتا چه حد میتواند تحمل کند و زحمت بکشد.آنگاه فرشته متوجه چیزی شدو به گونه زن دست زدوگفت اشک برای چیست؟ خداوند گفت:اشک وسیله ایست برای ابراز شادی، اندوه،درد،ناامیدی،
فرشته متاثر شد و گفت:زن ها قدرتی دارندک مردان رامتحیر میکنند.
خداوند گفت:این مخلوق فقط یک عیب دارد
فرشته:چه عیبی؟
خدا گفت قدرخودش رانمیداند
ویرایش شده توسط رهام 💙دنیز💕 در تاریخ ۲۳/۱۲/۱۳۹۳ ۲۳:۳۶